X
تبلیغات
پاتیــــــــــــر

مجلس

انتخابات در حوزه سرپلذهاب ، قصر شیرین و گیلانغرب

همیشه تاریخ و تحولات انتخابات در عرصه های مختلف در حوزه سرپلذهاب ، قصر شیرین و گیلانغرب  با توجه به حضور کاندیداهای رقم خورده است که محبوبیت مردمی برخوردار بوده اند و به مجلس راه یافته اند  حال ادوار گذ شته  و آینده را به نمایش میگذاریم امید است مورد توجه خوانندگان عزیز قرار گیرد ./

 

دور اول مجلس شورای اسلامی :

جناب آقای مرتضی محمودی و جناب آقای خاکسار  در مرحله دوم

راه یافته به مجلس : آقای مرتضی محمودی ( گیلانغرب )

دور دوم   مجلس شورای اسلامی:

جناب آقای مرتضی شیر زادی  و جناب آقای مر تضی محمودی

 راه یافته به مجلس: آقای مرتضی شیرزادی (گیلانغرب )

دورسوم   مجلس شورای اسلامی:

جناب آقای جهانگیری و  جناب آقای مرتضی شیر زادی

راه یافته به مجلس : آقای جهانگیری (قصرشیرین )

دورچهارم   مجلس شورای اسلامی:

جناب آقای علیمیر کرمی وجناب آقای حاج عبدالحمید احمدی پور

راه یافته به مجلس : آقای  علیمیر کرمی (سرپلذهاب )

 دورپنجم  مجلس شورای اسلامی:

جناب آقای همت بیگمرادی و جناب آقای سید حشمت جاسمی

 راه یافته به مجلس : آقای همت بیگمرادی (قصرشیرین )

دورششم  مجلس شورای اسلامی:

جناب آقای مرتضی شیر زادی  و صید احمد عزیزی

راه یافته به مجلس : آقای  مرتضی شیرزادی ( گیلانغرب )  

دورهفتم مجلس شورای اسلامی:

جناب آقای سید حشمت جاسمی اجاق و جناب آقای فر هاد تجری

 راه یافته به مجلس : آقای سید حشمت جاسمی اجاق (سرپلذهاب )

 دورهشتم  مجلس شورای اسلامی:

جناب آقای فر هاد تجری و دکتر فتح الله حسینی

راه یافته به مجلس : آقای فر هاد تجری(سرپلذهاب )

دور نهم مجلس شورای اسلامی:

راه یافته به مجلس در دور اول :

آقای دکتر فتح الله حسینی (سرپلذهاب )

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 23:47 | سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 •

قلعةمريم

قلعةمريم:

قلعةمريم ياشكربانودرسرچشمةرودخانةقره بلاغ درارتفاع 100مترواقع است.دربناي آن علاوه برقلوه سنگ وملاط،آجروگچ براي اندودكردن يكي ازاتاقهابه كاررفته است.مردم محل براين باورندكه اين قلعه راخسروپرويزبراي شكربانو،همسرخودساخته است.درعلت احداث آن گويند:((شيرين ارمن،معشوقةمعروف خسروپرويز،به شكربانورشك مي ورزيدوخسرورابرآن داشت تاباقتل شكربانو،كينةديرين اوراتشفي دهد،خسروكه خوددل درگرومحبت شكربانوداشت به قتل اوراضي نمي شد.پس ازشورباخردمندان ومشاوران چنين تصميم گرفت كه شكربانورادرنقطه اي دورافتاده ساكن كند.ازاين روفرمان داداين قلعه رابراي اقامت شكربانوآماده كنند.))درشمال شرقي اين قلعه درصخرةكوه،محلي حجاري شده به صورت مستطيل به ابعاد27/4*97/1مترديده مي شودكه درقسمت فوقاني محل تراشيده شدة سكو وچندپلكان نيزوجوددارد.درزيرقسمت تراشيده شده،دخمه اي كه ضلع فوقاني وقسمتي ازاضلاع دوطرف آن ازخاك بيرون بوده وجوددارد.نماي اين دخمه وسبك آن شباهت زيادي به دخمةكل داودداشته ودرون آن محوطة وسيعي وجوددارد.درسمت چپ دهانةدخمه،مدخلي ديگربه عرض63سانتي مترديده مي شود.تاق اين مدخل راگهواره اي شكل وازسنگ تراشيده اند.درون دخمه توسط حفاران محلي زيرو روشده است.احتمالاًبناي آن بابناي دژ همزمان نبوده وبه دوره هاي پيش ازساساني مربوط   باشد.

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 0:0 | دوشنبه یکم اسفند 1390 •

دهستان پاطاق

پاطاق (یا پاتاق ؛ در برخی منابع : پایْطاق / پایِطاق ) ، منطقه ای با اهمیتِ حساس نظامی در مغرب ایران و نیز نام سابق دهستان ، نام تنگ ، گردنه ، ده قدیمی و جایگاه یکی از آثار کم نظیر باستانی از عصرِ تمدن ایرانی پیش از اسلام . پاطاق در استان کرمانشاه ، بین شهرهای کِرند و سرپلِ زهاب واقع است و طی تاریخ ایران ، در سرنوشت جنگهای غرب کشور، اهمیت نظامی و جغرافیایی تعیین کننده ای داشته است .

دهستان سابق پاطاق (از 1372 ش : دهستانِ بِشیوه ـ پاطاق ؛ طبق سرشماری 1375 ش ، جمعیت 197 ، 7 تن ) در بخش مرکزی شهرستان سرپلِ زهاب قرار دارد. بشیوه ـ پاطاق از شمال و شمال غربی به دهستان حومة سرپل ، از جنوب و مغرب به دهستان قلعه شاهین و از مشرق به دهستان حومة کرند (در شهرستان اسلام آباد غرب ) محدود است . دارای 29 آبادی است و مرکز آن آبادی رِیزه وند نَجف (در ارتفاع 630 متری و 4 کیلومتری جنوب شرقی شهر سرپل زهاب ) و از آبادیهای قدیمی آن ده پاطاق ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) است (سازمان برنامه و بودجه استان کرمانشاه ، ص 23، 31؛ مرکز آمار ایران ، 1376 ش ب ، ص 1؛همو،1376 ش الف ، ص بیست ، 2،30؛ سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، ج 45، ص 42، 140).

رشته کوههای زاگرس * ، که برخی از پرابهت ترین تنگهای جهان را دارد (اُبرلَندر، ص 195)، به کوههای پاطاق هم معروف است (کیهان ، ج 1، ص 48؛ دایرة المعارف فارسی ، ذیل مادّه ). کوههای پاطاق با جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی ممتد است . تنگ پاطاق ، که حساسترین قسمت پاطاق است ، در شمال شرقی ده پاطاق واقع است . موقعیت حساس و وضع طبیعی تنگ در آثار بسیاری از نویسندگان تاریخ نظامی و سیاحان ایرانی و خارجی که از آن گذشته اند، وصف شده است (برای مثال رجوع کنید به بایندر، ص 390ـ391؛ اوبن ، ص 356؛ قائم مقامی ، ص 230 به بعد؛ اسلیم ، ص 182 به بعد).

گردنة پاطاق که از گذرگاههای صعب العبور منطقه است ، از تلاقی کوه نُوا/ نوح (مرتفعترین قله : 442 ، 2 متر) با کوههای دالاهو (مرتفعترین قله : 250 ، 2 متر) تشکیل شده است (سازمان برنامه و بودجه استان کرمانشاه ، ص 6). اختلاف ارتفاع رأس گردنه با شهر قصرشیرین حدود 320 ، 1 متر است (مورگان ، ج 2، ص 75). همین اختلاف ارتفاع در مسافتی کم و صعب العبور، ارزش نظامی خاصی به تنگ و گردنة پاطاق بخشیده است ( رجوع کنید به علی رزم آرا، ص 40ـ41، نیز جدول ضمیمة ش 1). به گردنة پاطاق «دروازة آسیا»، «دروازة زاگرس » و «عقبة حُلوان » نیز گفته شده است (اشمیت ، ص 18؛ کریمی ، ص 180).

رود الوند (در منابع قدیمی : آبِ حلوان ) از ارتفاعات 900 ، 1 متری پاطاق سرچشمه می گیرد و به دجله می ریزد (مورگان ، همانجا). به نوشتة حمدالله مستوفی (ص 219)، شعبة دوم رود نهروان از گریوة (گردنة ) طاقِ گَرا ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) در پاطاق سرچشمه می گیرد. از رودی که بخشی از شهرستان سرپل زهاب را آبیاری می کند و از بشیوه می گذرد، با نام رود پاطاق یاد شده است (مفخّم پایان ، ذیل مادّه ).

ده قدیمی پاطاق (جمعیت در 1375 ش ، 372 تن ) در قسمت تنگ پاطاق در فاصلة چهارده کیلومتری جنوب شرقی شهر سرپل زهاب ، کنار رود چم ماهیه واقع است . راه اصلی کرمانشاه ـ قصرشیرین ، که یکی از قدیمترین راههای بازرگانی کشور نیز هست ، از جانب شمالی ده پاطاق می گذرد. مصالح بازماندة بنایی باستانی ، چند اتاق نسبتاً سالم و طاقهای گهواره ای نزدیک ده پاطاق ، و نوع استفاده از قلوه سنگ و ملاط در این بنا، شباهت آشکاری با مصالح و اسلوبهای معماری عصر ساسانی ، بویژه در منطقة غرب ، دارد ( کرمانشاهان باستان ، ص 96). دکان داوود/ کل داوود و آثار دیگری که قدمت آنها را به عصر پیش از تاریخ ایران ، مادها، اشکانیان و ساسانیان نسبت می دهند، نزدیک ده پاطاق است (کریمی ، همانجا؛ مشکوتی ، ص 162). ده پاطاق دارای دو زیارتگاه به نامهای پنجه علی و مزار حضرت عباس است (سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح ، ج 45، ص 42).

راهی که از پاطاق می گذرد (راه اصلی و فعلی کرمانشاه ـ قصرشیرین )، از دیرینه ترین ایام محل عبور مسافر، کالا، قشون و ادوات نظامی میان مراکز جمعیتی و کانونهای فعالیت اقتصادی در دشتهای فلات ایران و مراکز واقع در جلگة بین النهرین بوده است . قدمت این راه را با قطعیت و دقت نمی توان تعیین کرد. احتمال دارد که از عصر نوسنگی از این راه استفاده شده باشد، اما به طور قطع از حدود هزارة سوم ق م از آن استفادة بازرگانی و نظامی می شده است (دیاکونوف ، ص 87). شهر باستانی حلوان ، که از عصر آشوریان در مرز طبیعی دو پادشاهی ماد و بابِل قرار گرفته بود، با شهر کهنسال هگمتانه و شهرهای دیگر فلات ایران ، از همین راه داد و ستد بازرگانی داشت . حلوان * ، نزدیک یکی از گذرگاههای زاگرس به نام عقبة حلوان ] = تنگة پاطاق [ بنا شده بود ( د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «حلوان »). در عصر هخامنشیان ، کاروانیان و سپاهیان از این راه عبور می کردند. به گزارش آریانوس / آریان ، اسکندر مقدونی پس از تصرف بابل ، با عده ای از سپاهیان خود، به سوی جنوب رفت و پس از بیست روز به شوش رسید، اما عدة دیگری از سپاهیان وی برای تصرف همدان ، از طریق پاطاق و بیستون روانه شدند (ج 1، ص 27ـ289، نیز رجوع کنید به نقشة مسیر لشکرکشی اسکندر، نقشة ضمیمه ).

در عصر ساسانیان ، ارتباط میان تیسفون با شهرهای مرکزی ایران از همین راه بود (کریستن سن ، ص 189؛ سامی ، ج 1، ص 200). مسلمین پس از فتح حلوان در سال نوزدهم ، به دامنة کوههای پاطاق رسیدند، اما با نحوة گذر از کوهستانها و فنون رزم در نواحی کوهستانی آشنا نبودند و ازینرو با احتیاط به نواحی کوهستانی زاگرس نزدیک شدند (اشپولر، ج 1، ص 14). نیروهای ایرانی در پس کوههای زاگرس در حال سازماندهی مجدد و آماده ساختن قوای خود برای فرود از گردنة پاطاق و نبرد با آنان بودند و خبر این را نیز به خلیفه عمر داده بودند ( رجوع کنید به طبری ، سلسلة اول ، اخبار جنگ نهاوند، ص 2596 به بعد). قوای عرب در سال 21 وارد عقبة حلوان شدند و پیشروی در تنگ پاطاق را آغاز کردند. جنگ خونینی درگرفت و مقاومت نیروهای ایرانی درهم شکست و عربها از گردنة پاطاق گذشتند و کلید فتح ولایت ماد و شهرهای قرمسین (کرمانشاه )، دینور، نهاوند و همدان را به دست آوردند (بلعمی ، ج 1، ص 507؛ قوزانلو، ج 1، ص 316ـ322).

در عصر اسلامی که بغداد به مرکز سیاست عالم اسلام و به یکی از کانونهای فعال اقتصادی تبدیل گردید، همان راه دوباره فعال شد (لسترنج ، ص 10، 206). آنچه در آثار جغرافی نویسان و تاریخنگاران اسلامی به نام «عقبة حلوان » (مقدسی ، ص 134، 337؛ یاقوت حموی ، ج 2، ص 319)، «گریوة طاق گرا» (حمداللّه مستوفی ، ص 165) و «گردنة طاق گرا» در آثار جدیدتر، از آن یاد شده است ، به منطقة پاطاق و راه مهمی که از آن می گذرد اشاره دارد.

در عصر صفویه ، در دست داشتن پاطاق از هدفهای مهم نظامی ایران و عثمانی بود (مقتدر، ص 1ـ2). در جنگهای هر دو کشور در عصر افشاریه ، اهمیت سوق الجیشی پاطاق همچنان باقی بود. در نبرد 1145، نیروهای عثمانی پاطاق را خط مقدّم دفاعی خود قرار داده و راه نفوذ به بین النهرین را بسته بودند. نادرقلی افشار (بعدها نادرشاه ، حک : 1148ـ1160) در این نبرد، با نقشه ای جنگی گردنة پاطاق را دور زد، از پشت به قشون عثمانی حمله برد و گردنه را در 22 جمادی الا´خره آزاد ساخت (قوزانلو، ج 2، ص 502؛ سردادور، ص 360ـ361). در لشکرکشی محمد علی میرزا دولتشاه (1203ـ1237) در عصر حکومت فتحعلی شاه قاجار (1212ـ1250) پاطاق اهمیت نظامی حساستری داشته و طاق گرا ظاهراً قرارگاه فرماندهی قشون ایران بوده است (قوزانلو، ج 2، ص 830). در «فقرة » (مادّة ) دوم عهدنامة اول و دوم ارزنة الروم (منعقد در پنجم و شانزدهم جمادی الا´خره 1262)، «جمیع اراضی جبالیه » و «کل کوهستانات » (ارتفاعات پاطاق ، از شروع ارتفاعات تا کرند و بعد آن ) متعلق به دولت ایران شناخته شده است (برای آگاهی از متن هر دو عهدنامه رجوع کنید به ارزنة الروم * ، عهدنامه ).

در عصر قاجاریه سیاحان غربی که از پاطاق گذشته اند، در آثار خود به ویژگیهای طبیعی و جغرافیایی این ناحیه ، بویژه به زیباییها و هیبت چشمگیر آن ، مکرّر اشاره کرده اند ( رجوع کنید به سفرنامه ها در منابع مقاله ). ناصرالدین شاه قاجار (حک : 1264ـ 1313) در سفرنامة عتبات عالیات در چند موضع (ص 71ـ 72، 80، 93، 182ـ183) به پاطاق اشاره کرده و محمدحسن خان اعتمادالسلطنه نیز در شرح این سفر در چند موضع (ج 3، ص 1622، 1634، 1927) ضمن مشاهدات خود از سفر ناصرالدین شاه ، از پاطاق یاد کرده است . مورگان که بیش از صد سال پیش در رأس هیئتی علمی برای مطالعات جغرافیایی به ایران آمده بود، گفته است که بر سنگهای جادة قدیمی پاطاق آثار تیشه دیده می شود و مهندسان ایرانی برای تسهیل سفر ناصرالدین شاه ، در پاطاق جاده ای تازه کشیده اند (ج 2، ص 107ـ 108).

در جنگ جهانی اول (1914ـ 1918)، اهمیت نظامی پاطاق و راه آن برای طرفین جنگ به حدّی بوده که آن را «کلید فتح بین النهرین » می نامیده اند (بلوشر، ص 74، 325). در این جنگ ، روسها قصد داشتند خط دفاعی قوای عثمانی را در جبهة پاطاق ، که به فرماندهی افسران آلمانی تشکیل شده بود، بشکنند و به نیروهای انگلیسی مستقر در بین النهرین بپیوندند (گرکه ، کتاب اول ، ص 333ـ 336). منطقة پاطاق در این جنگ آسیبهای جدّی دید. قوای عثمانی بنا به مقاصد نظامی خود، روستاهای بسیاری را در منطقة پاطاق غارت کردند و محصولات آنها را به آتش کشیدند و از سکنه بکلی خالی کردند ( ایران و جنگ جهانی اول ، ص 80، به نقل از گزارش احتشام الملک کرندی ). در بهار 1296 ش / 1917 که قوای روسیه پیشروی به سوی بین النهرین را آغاز کردند، نیروهای متحد عثمانی ، که جمعاً دوازده هزار تن و مجهز به توپ بودند، در پاطاق آرایش نظامی گرفتند. بخشی از قوای مسلّح ایران نیز بر ضد روسها با آنها همکاری می کردند. قوای ایرانی در جبهة پاطاق در برابر روسها سخت مقاومت کردند و روسها گذرگاهی را که در دست ایرانیها بود با توپ هدف قرار دادند. در ضمن ، ایرانیها توانسته بودند از راهی ناشناخته ، پشت سر قوای روس در گردنة پاطاق سر درآورند. در نهایت روسها جبهة دفاع پاطاق را درهم شکستند و از گردنة پاطاق به سمت بین النهرین سرازیر شدند و راهی را که بخشی از محور نظامی بغداد به کابل و بغداد به خلیج فارس و دریای عمان بود، برای تقویت قوای انگلستان و تعیین نهایی سرنوشت جنگ جهانی اول گشودند (گرکه ، کتاب اول ، ص 450؛ مابرلی ، نقشة ش 5؛ قائم مقامی ، ص 247، 260ـ267؛ کسری ، ص 38ـ40). در وصفی از صحنة جنگ نیروهای ایرانی و عثمانی با قوای روس در جنگ جهانی اول به دهستان پاطاق و قصبة پرجمعیت پاطاق و محصول فراوان برنج آن اشاره شده است (قائم مقامی ، ص 245).

در جنگ جهانی دوم (1318ـ1324 ش / 1939ـ1945) که خاک ایران یکی از مهمترین راههای عبور تدارکات نظامی بود، حساسیت سوق الجیشی پاطاق کمتر از جنگ جهانی اول نبود. اما این بار حمله به پاطاق از جانب غربی صورت گرفت که از لحاظ نظامی بسیار دشوارتر است . فیلد مارشال ویلیام اسلیم در 3 شهریور 1320/ 25 اوت 1941 با قوای تحت امرش وارد خاک ایران و تنگ پاطاق شد، اما در نقطة حساسی از آن با مقاومت ارتش ایران رو به رو شد و از پیشروی باز ماند (اسلیم ، ص 182 به بعد). پاطاق تا پایان جنگ جهانی دوم در اشغال نظامی متفقین بود (استوارت ، ص 249؛ ایران در اشغال متفقین ، ص 177).

در جنگ عراق با ایران (1359ـ1367 ش ) پاطاق منطقة سرنوشت ساز جبهة میانین ، از مهران تا قصرشیرین بود ( روزشمار جنگ ایران و عراق ، ج 4، ص 33). عراق در آغاز جنگ با پنج لشکر کاملاً مجهز در جبهة میانین وارد عمل شد و یکی از اصلیترین هدفهایش تصرف تنگ و گردنة پاطاق بود (همانجا). همزمان ، عواملی وابسته از عشایر محلی در حوالی گردنة پاطاق به پاسگاههای ژاندارمری حمله بردند. عراق در نظر داشت که از دو سو پاطاق را تهدید و آنجا را تصرف کند (جوادی پور و دیگران ، ج 5، ص 80 به بعد). مقاومت شدید در جبهة پاطاق ، سرانجام عراق را از تصرف این منطقه منصرف کرد. ارتش عراق از فشار خود بر جبهة میانین کاست و بر فشار در جبهة جنوبی افزود. اگرچه پاطاق به تصرف ارتش مهاجم درنیامد، در خلال جنگ از بمبارانها و حمله های توپخانة آن آسیب فراوان دید (همان ، ج 5، ص 85 به بعد).

طاقِ گَرا . در گردنة پاطاق در نقطه ای با چشم اندازی ممتاز، طاقی سنگی برجاست که نظر متخصصان دربارة تاریخ بنا و کاربرد آن متفاوت است . نام این طاق (شمارة ثبت تاریخی 33؛ مشکوتی ، ص 167) ــ که در منابع به صورتِ طاق کَرا/ گَرّا (در لغت به معنای سرتراش ، حجّام و دلاّ ک رجوع کنید به دهخدا، ذیل «کرا» و «گرا»؛ معین ، ذیل «گرا») و کرا، کَرّا، گَره ، گیرا، گیره ( رجوع کنید به گیرشمن ؛ بِرگ ؛ پوپ ؛ و عده ای دیگر، جاهای متعدد) نیز آمده است ــ احتمالاً از «گریوه » در اوستایی و «گریوگ » در فارسی میانه (مکنزی ، ص 80؛ بارتولومه ، ستون 530) به «گریوه » به معنای «گردنه » تبدیل شده است (معین ، ذیل «گریوه »). ارتفاع آن از سطح زمین تا بالاترین نقطة مجموعه 7ر11 متر، از کف تا زیر هلال سقف 29ر5 متر، ارتفاع مدخل طاق از سطح زمین 20ر1 متر، عمق 10ر3 متر، و جرزهای طرفین هر کدام 80 ر1 متر است (کامبخش فرد، ص 21؛ ارقام در منابع مختلف با اندکی تفاوت ذکر شده است ). در طاق از دورة اشکانیان و ساسانیان آثار حجّاری ظریفی باقی مانده است (مشکوتی ، همانجا). در انتهای طاق ، تخته سنگ مستطیل شکلی است که گویا آن را برای نقر کردن کتیبه یا نقشی آماده کرده بوده اند ( کرمانشاهان باستان ، ص 94ـ95). در 25 متری مشرق طاق ، قسمتی را در وسط تخته سنگی به ابعاد 56ر1*72ر1 تراشیده اند که علت آن مجهول است (همانجا). در سالهای 1354ـ1355 ش در جلوِ طاق به منظور یافتن قطعه های گمشدة بنای طاق کاوشهای باستان شناسی انجام گرفت که گذشته از یافتن این قطعه ها، بخشی از جادة قدیمی کاروانرو نیز از زیر خاک بیرون آمد (کامبخش فرد، ص 4). به طور کلی این طاق بر اثر استفاده های نادرستی که طی قرون از آن کرده اند آسیبهای جدّی دیده است . فلاندن ، جهانگرد فرانسوی ، که در 1256ـ1257/ 1840ـ1841،در دورة محمدشاه قاجار (1250ـ1264)، منطقة پاطاق را دیده ، به بخشی از ویرانی بالای طاق اشاره کرده و اسلوب معماری طاق را از اسلوب بناهای عصر ساسانی دور ندانسته است (ص 214). بارتولد نظر هرتسفلد را نقل کرده است که تاریخ بنای طاق باید سیصد سال قدیمیتر از پایکولی * ، و کار معماری از شمال بین النهرین باشد (ص 199، پانویس 21). گیرشمن این طاق را شبیه به معبد بیشاپور * و اسلوب معماری ساسانی آن را در ادامة معماری پارتی می داند (ص 386ـ387). به عقیدة مورگان (ج 2، ص 107)، این بنا از روی نقشة طاق بُستان * ساخته شده است ، اما به جای آنکه طاق را مانند طاق بستان در صخره بتراشند، از سنگهای تراشیده ساخته اند. به گمان پوپ (ج 2، ص 509ـ510)، این طاق در اواخر عصر ساسانی ساخته شده است . کامبخش فرد، باستان شناس ایرانی ، نیز با بررسی دقیق طاق نتیجه گرفته است که این طاق با بنای آناهیتا در کنگاوَر همزمان ساخته شده است و قدمت آن باید بین

سدة سوم تا حدود سدة هفتم میلادی (اواخر عصر ساسانی ) باشد (ص 7).

دربارة علت بنای طاق در این محل و کاربرد آن نیز اختلاف نظر هست : به گمان فلاندن (همانجا) این طاق توقفگاه موکب شاهی بوده است . راولینسون آن را باجگاهی برای دریافت عوارض گمرکی از کالاهای بازرگانی در مرز پادشاهی ماد فرض کرده است (ص 20). پوپ برای بنایی که در گذرگاهی سخت و نقطه ای دورافتاده ساخته شده ، مقصودی عملی نیافته و احتمال داده است که بنای یادبود باشد (ج 2، ص 570). واندن برگ چند احتمال را ذکر کرده است ، از جمله استراحتگاهی برای روزهای شکار شاهان ، استراحتگاهی در میانة راه برای آنان ، بنای یادبود یا یادگار و مهراب (ص 102). بهمن کریمی از قول کلمان هوار آورده است که این طاق باید به یادگار انجام یافتن راه ساخته شده باشد (ص 272)، اما نظر دیگری را نیز مرجَّح شمرده ، و آن اینکه نشانة سرحدّ میان ایالت ماد و ایالتهای اشکانیان بوده که در این نقطه به راه بزرگ منتهی می شده است (همانجا). در دیگر منابع جغرافیای تاریخی نیز عموماً همین مفروضات مطرح شده است . کامبخش فرد با توجه به موقعیت مکانی طاق و تسلط آن بر راه و قرار گرفتن آن در کنار جاده ، این احتمال را که پاسگاه ، استراحتگاه یا یادگار احداث شدن و انجام یافتن ساختمان راه باشد، منتفی ندانسته (ص 4)، اما به لحاظ ویژگیهای معماری گفته است که شکل اجزای بنا بیشتر حالت بنای یادبود را القا می کند (همانجا). پوپ این بنا را از جهت کاربرد طاقِ نعلی شکل در آن ، از حیث تاریخی با اهمیت می شمارد (ج 2، ص 493). کامبخش فرد نیز تجمع شیوة معماری مادی ، پارتی و رومی را در شکل اصلی این طاق ، بااهمیت می داند (ص 21).

طاق گرا در باورهای مذهبیِ گروهی از کردان محلی ، گرامی و مقدّس است ؛ در آنجا شمع روشن می کنند و شماری از گذرندگان و کوچروان بدنه های سنگی طاق را می بوسند و شماری از کردان اهل حق این محل را زیارت می کنند و در گذشته ، به درختی که بر فراز طاق روییده بوده است ، دخیل می بسته اند (کامبخش فرد، ص 5).
!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 20:11 | پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388 •

پله اوصفه

پله اوصفه :

درارتفاع حدود30متربالاي آتشدان برروي كوه كل گاراه،6پلةتراشيده شده دركوه وجودداردكه به صفه اي به طول7وبه عرض5/4مترختم مي شود.درضلع سمت چپ صفه بازچندپلةديگرديده مي شودكه به خط الرأس كوه ختم مي گردند.آثاري كه دربالاتوصيف شدندمربوط به روزگارلولوبي هامي باشند

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 23:23 | سه شنبه ششم بهمن 1388 •

مردمادي درحال نيايش

مردمادي درحال نيايش:

زيردخمةكل داوودبه فاصلة5مترجايي كه براي ايجادنقش برجسته اي تراشيده شده ومربوط به مرا سم  مذهبي است مردم محل،كيل داوودياسنگ يادگارداوودمي نامند.دراين نقش يك مردروحاني بايك پرستنده كه تاج ايراني برسرولباس اوازنوع پوشاك مادي است وبرسمي كه معمولاًازبرگ خرمايا تركه هاي بهم پيوسته ساخته ميشد دردست گرفته است.طرزايستادن مردكه دستهاراروبه مشرق گرفته و برسم راكه درمراسم مذهبي به كاربرده ميشده دردست دارد،نشان ميدهدكه مردمادي درحال عبادت است.

 

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 23:24 | سه شنبه یکم دی 1388 •

معروفترین نامهای شهر

معروفترین نامهای شهر:
شهر سرپل زهاب در میان صفحات خاموش کتب تاریخی گذشته هر دوره با اسامی متفاوتی حضور و قدمتی خاص داشته است و از مناطق مورد توجه شاهان و حکومتهای گذشته بوده است از آنجمله به موارد زیر اشاره می‌کنیم:
پیتان، پیتانو، حالمان، همازی، آکارسالوی، کالمانوی، کاله، آکراپل، خل، پولیس هلن، کلونی، زگری پل-خلمان و زارا گوپولی و...
معروفترین نامهای این شهر حلوان و زهاب هستند که هر دو شهرهای باستانی بودند.
حلوان نام تحول یافته‌ی آرمان، آلمان، حالمان بوده که بعدها تحت عنوان حلوان نامیده شد. بلعمی و ابن‌اثیر بنای این شهر را به قباد ساسانی نسبت می‌دهند. قباد این شهر را حلوان نامید. حلوان معروفترین نام این شهر است که در این زمان به اوج عمران و آبادانی خود رسید. در زمان ساسانیان این شهر از اهمیت زیادی برخوردار و مرکز استانی بوده بنام خسرو شاذفیروز که شامل پنج شهر بزرگ فیروز قباد، کهستان، تامرا، اربل، خانقین و حلوان بوده است
در روایات آمده است که حضرت ادریس صد شهر بنا کرد که کوچکترین آنها زهاب بود. بعضی مفسرین اوستا معتقدند که زهاب کلمه‌ای اوستایی است که این نام به صورت «زرزازاو» در اوستا آمده است که شامل سه قسمت است «زر» به معنی طلا، «زا» به معنی زاییدن و زاییده شده و «زاو» که نام منطقه‌ی زهاب است و در کل به معنی «منطقه زرخیز» آمده است. همچنین دیاکونوف در" تاریخ ماد "معتقد است که «باتیر» که قدیمی‌ترین نام سرپل زهاب است نام یکی از نیاکان زردتشت بوده است. در اوستا، زهاب را همان زواب می‌دانند که زو پادشاه باستانی ایران پلی برروی رود آنجا کشید. «ازردهی» و «ارزها» شکل‌های دیگری از زهاب هستند که در اوستا از آنها نام برده شده است .
!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 23:7 | جمعه بیست و ششم تیر 1388 •

قلعةسرخه ديزه

قلعةسرخه ديزه:

قلعةسرخه ديزه ياسرخه ديجه درروستاي سرخه ديزه درميانةراهِ كرندبه سرپل ذهاب قراردارد.بقاياي اين قلعه كه ازقلوه سنگ وملاط ساخته شده ازروزگارساسانيان برجاست.يكي ازديوارهاي ميانگين قلعه كه تقريباًسالم مانده است،داراي70/5مترعرض مي باشد.درساختمان اين قلعه،گذشته ازقلوه سنگ وملاط،ازدونوع آجربه ابعاد7*30*36سانتي متراستفاده شده است.قسمتي ازساختمان كنوني روستاي سرخه ديزه،بربقاياي آثاراين قلعةعظيم ساسانس بناگرديده است.درسده هاي نخستين اسلامي اين محل به علت موقعيت طبيعي آن كه با جنگلهامحاط بوده، مرج القلعه نام داشته است.

احمدابن ابي يعقوب،مؤلف كتاب البلدان،ازمرج القلعه نيزنام برده،مي نويسد:

((شهرحلوان،شهري باشكوه وبزرگ واهل آن مردمي بهم آميخته ازعرب وعجم ازپارسيان وكردهايند... وازشهرحلوان به مرغزارمعروف به مرج القلعه كه ستوران خلفادرچراگاههاي همين محل مي چرخند،واز مرج القلعه به زبيديه وسپس ازآنجابه شهركرمانشاه روند...))

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 23:27 | یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 •

سنگ نبشتةمردوك آپال ايدين

سنگ نبشتةمردوك آپال ايدين:

درسال1345خورشيدي،سنگ نبشته اي به خط ميخي بابلي درشمال سرپل ذهاب دردامنةكوهي پيداشدكه به وسيلةادارةكل فرهنگ وهنركرمانشاهان به تهران فرستاده شده است.كشف اين سنگ نبشته درمحل يادشده كه درهزارة2ق.م.تحت تسلط پادشاهان كاسي بابل قرارداشته است،ازاين نظركه ارتباط بابل رابااين ناحيه تاحدي روشن مي سازد،اهميت ويژه اي دارد.مطالعاتي برروي اين سنگ نبشته به وسيلةمهندس علي حاكمي بشرح زيربه عمل آمده است.شكل ظاهري سنگ نبشتةمزبورنامنظم وچهارپهلووقسمت بالاي آن ازپايين باريك تراست.جنس  آن آهكي وازسنگهاي رودخانه اي ياآب شست انتخاب شده است.ابعادآن36*60سانتيمتربوده و قسمتهاي ناهموارآن رااندكي صاف كرده اندتابراي نقرنقوش وكتيبةموردنظرآماده شود.اين  سنگ نبشته همانندديگركتيبه هاي نظيرخودكه درشوش وبين النهرين به دست آمده است به اصطلاح قديمي ((كودورو))معروف است

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 23:24 | شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 •

بزرگان، عالمان و نام‌آوران این شهر:

بزرگان، عالمان و نام‌آوران این شهر:


این دیار همواره موطن نام‌آورانی در زمینه علم و دانش بوده که در زیر به تنی چند از آنها اشاره می‌کنیم:
1- احمدبن علی بدران بن ابوبکر حلوانی: او از علمای بزرگ اهل سنت در سده‌ی پنجم هجری قمری بوده که در حلوان بدنیا آمده و در زمینه علم و دانش در روزگارخود از شهرت خاصی برخوردار بوده است.
2- یحیی بن علی بن بزار ابو سعید حلوانی: وی از ائمه و اصحاب امام شافعی بود که در اواخر قرن پنجم هجری قمری در حلوان بدنیا آمد و بیار مورد احترام بود و در زمینه مسائل دینی و عرفانی صاحب نظر بود.
3- احمدبن محمدعاصم حلوانی: از عالمان قرن چهارم و پنجم هجری قمری بوده است و در حلوان بدنیا آمده است.
4- ابوسهل حلوانی: عالم قرن چهارم و پنجم هجری قمری بوده و از دانشمندان معروف روزگار خود که در حلوان چشم به جهان گشود.
5- حسام‌الدوله فارس بن ابی‌الفتح بوالشکوک حلوانی: از امیران و عالمان قرن چهارم و پنجم هجری قمری بوده که از امرای معروف کرد در روزگار خود بوده است.
6- ابو المقاتل نصر حلوانی: یکی از شاعران برجسته و دانشمندان بزرگ و نام‌آور قرن سوم و چهارم هجری قمری است. قدما اشعار ابوالمقاتل را منسجم، پرصلابت و برخوردار از روحی لطیف و بهره‌مند از زبانی زیبا و سرشار از ترکیباتی بکر صور خیال دانسته‌اند.
7- خانای قبادی: خانای قبادی از طایفه پاشایان باجلان و نواده‌ی قباد بیگ بن عمر بیگ حاکم دره‌تنگ سرپل زهاب است.خانا از شعرای برجسته‌ی کردی‌گویی است. در حدیقه سلطانی چنین آمده است: منظومه خسرو شیرین او از شاهکارهای ادبیات کردی است و تاکنون هیچ کدام از شعرای داستان‌سرای کرد بر وی تفوق نیافته‌اند، وی اطلاعات کافی در امور فلسفی، فقهی، ادبی و عرفانی داشته است.
8- مفتی زه‌هاوی: فیضی زه‌هاوی معروف به «مفتی زه‌هاوی» در سال 1208ه.ق در سرپل زهاب متولد شد و بعد از سالها زندگی در این شهر به اتفاق خانواده راهی بغداد گردید و در همان دیار مقیم گشت. او پس از اندکی به عنوان «مفتی بزرگ بغداد» برگزیده شد و سالهای زیادی این مسئولیت راعهده‌دار شد.
فیضی مردی فقیه، فاضل، حکیم و عارف بود و در انواع شعر متبحر و به چهار زبان کردی، فارسی، عربی و ترکی شعر می‌سروده است. وی معتقد بوده که هرکدام از شاگردان برای او به منزله‌ی تألیفی هستند.
9- جمیل صدقی زه‌هاوی: در سال 1320ه.ق در دشت زهاب به دنیا آمد وی فرزند محمد فیضی زه‌هاوی است. او همچون پدر پس از سالها زندگی در این شهر راهی بغداد می‌شود. صدقی از دوستان نزدیک ملک‌الشعرای بهار است. بهار در رثای وی مرثیه بلند سروده است. جمیل زه‌هاوی هم شاعری توانا و هم ادیبی بزرگ در زمینه ادبیات فارسی و عربی بود به طوریکه هر اثر تحقیقی که در باره ادبیات عرب انجام شود لاجرم باید از اشعار و آثار وی نیز نام برد.

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 4:57 | دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 •

آرامگاه ابو دجانه

آرامگاه ابو دجانه (رض):


قبرستانی از صدر اسلام با تعدادی آرامگاه به سبک چهارطاقی‌های دوره ساسانی وجود دارد. در میان این قبور، بنای عظیمی دیده می‌شود که در میان اهالی محل از احترام خاصی برخوردار است. این آرامگاه چهارضلعی است و بر فراز آن گنبدی مخروطی شکل قرار دارد. در جنوب این آرامگاه بنای دیگری شبیه به آن ولی در ابعاد کوچکتر ساخته شده است و در داخل آن چند سنگ قبر به چشم می‌خورد. این دو آرامگاه با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده و سطوح بیرونی و داخل آنها با ملاط گچ‌اندود شده است.
ابودجانه یکی از یاران باوفای پیامبر (ص) بود. در جنگ احد هنگامی که مشرکان نیروهای اسلام را شکست دادند، ابودجانه همراه با دیگر یاران آن بزرگوار در کنار پیغمبر باقی ماند و از آن حضرت مردانه دفاع کرد

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 12:56 | شنبه هفدهم اسفند 1387 •

نقاره كوب

اثر تاریخی نقاره كوب:

آثارنقاره كوب درروستاي نقاره كوب در4كيلومتري روستاي سراب قلعه شاهين قراردارد.اين آثاربقاياي دوعمارت مربع وهشت ضلعي منظم بوده كه درگورستان روستاواقع اند.بناي عمارت به ابعاد36/3*36/3 متروديوارش باضخامت56سانتي مترازقلوه سنگ وملاط پي ريزي شده است.درشمال به فاصلة80/19متر،بقاياي بناي هشت ضلعي وجودداردكه قطرآن50/3متراست.درشرق روستاي نقاره كوب،تپه اي دردنبالةرشته كوهي كه مردم محل به آن گريه سيه گويندقراردارد.ارتفاع آن80مترمي باشدكه برروي آن بقاياي برجي ديده مي شودكه بازدرمحل به آن نقاره كوب گويند.ساكنان محل براين باورندكه دراينجاطبل نوازان هنگاميكه شاهين،سردارخسرودوم،درقلعةخودمستقرمي شده است طبل مي نواختند.موقعيت اين بنانسبت به ابنيةزيجگةسراب،قلعه شاهين،زيج منيژه وقلعةمنيژه تقريباًدريك امتداداست.ازاين رومي توان گفت كه برج نقاره كوب شايدبرج ديده باني بوده است.   

 

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 23:25 | شنبه بیست و ششم بهمن 1387 •

گوردخمه برد عاشقان و مقبره حمزه قادری

 

بنای قلعه شاهين:

بنای قلعةشاهين درروستاي سراب قلعه شاهين درراه فرعي منشعب ازجادةاصلي كرمانشاه-قصرشيرين كه ازكل داودمي گذردپس از18كيلومترقراردارد،آثاراين قلعةعظيم،به طرف خط الرأس ارتفاعات اين ناحيه ادامه دارد.دراين محل صخره اي به طوب حدود150متروعرض80-10متروجوددارد.ارتفاع صخره دركمترين نقطه 10مترودربلندترين نقطه بيش از100متراست.بقاياي آثارقلعةنزديك اين صخره هنوز مشاهده مي شود.درقسمتهاي اول قلعه،ملاط معمول زمان ساساني وجودندارد.ولي درنزديكي صخره وروي آن،آثارملاط ساساني ديده مي شود.دركنارصخره چهارپلةسنگي وجودداردكه راه بالارفتن به صخره است.بالاي پله ها،آتشداني به قطر28سانتي مترموجوداست.

 

گوردخمه برد عاشقان:

 اين گوردخمه در روستاي مله ديزگه از توابع دهستان ذهاب در دامنه كوهي به فاصله 2 كيلومتري از روستا قرار گرفته است . اين گوردخمه نيز همانند گوردخمه سان رستم در داخل قلعه سنگ بزرگي به شكل مكعب مستطيل به طول 40/5 متر و عرض 40/4 متر و به ارتفاع 50/2 متر ايجاد شده است . اين گوردخمه نيز داراي اتاقي است كه در داخل سنگ كنده شده است . اين اتاق به طول 46/1 و عرض 05/1 سانتي متر مي باشد . اگر چه زماني اين گوردخمه را نيز همانند ساير گوردخمه به دوره ماد نسبت مي دانند ولي امروزه آن را متعلق به دوره ساساني مي دانند .

 

مقبره حمزه قادری:

این مقبره در سر پل ذهاب و بر سر راهی که به «مله دیزکه» منتهی می شود، قرار دارد. این مقبره در داخل آتشکده ای از دوره ساسانی قرار دارد و به وسیله لاشه سنگ و ملات گچ ساخته شده است. وجود این مقبره موجب شده که بقایای آتشکده ساسانی تاکنون سالم بماند. اهالی محل متعقدند که این آتشکده مقبره حمزه قاری است و برای آن احترام خاصی قایلند.

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 21:2 | شنبه بیست و یکم دی 1387 •

تاریخچه دو میدانی و هاکی و جودو و بوکس شهرستان سرپلذهاب

تاریخچه دو میدانی شهرستان سرپلذهاب :

 از ورزشکاران مطرح این رشته اقای علیجان ویسی است ( ایشان اولین کارشناس تربیت بدنی

 سرپلذهاب است و در رشته های کشتی و هاکی نیز دارای تجربیات خاصی است و یکی از

 کسانی است که در بسط و توسعه ورزش شهرستان  نقش ارزنده ای دارد) از دیگر ورزشکاران

 این رشته ورزشی میتوان به اقایان: بهروز چقاکبودی ، کیانوش محمدی و....نام برد

  

تاریخچه هاکی شهرستان سرپلذهاب :

ورزش هاکی رسمآ توسط آقای علیجان ویسی در سرپلذهاب گسترش یافت و چند سال

 گذشته در سطح استان و کشور دارای حضور های موفقی بوده است بطوریکه تاکنون چند

 نفر از هاکی بازان شهر به تیم ملی دعوت شده اند و مربی هاکی که در حال حاضر اقای

 شاپور سلیمی میباشد ایشان به تیم ملی دعوت شد و به مدت دو سال عضو تیم ملی بود

 و اکنون هم به عنوان سرمربی تیم جوانان استان و شهرستان سرپلذهاب است . از دیگر

 ورزشکاران این رشته میتوان به اقایان : منصور هدایت ، رضا فتاحی ، پرویز دولت پرست ،

 اسلام محمدی ، مهدی کاراندیش ، مهدی مرادی ، یوسف مرادی ، رشید مرادی ، سعید

 رستمیان ، بهرام نظری ، سامان رستمی ، فرزاد اعظمی ، فردین پیری ، پیمان احمدی ،

 داریوش مرادی مطلق و..... اشاره نمود .

 

تاریخچه جودو در شهرستان سرپلذهاب:

این رشته رزمی در سال 1373 توسط اقایان : منصور سلیمی و حیدر مهدوی به شهرستان سرپلذهاب اوره شدو مدتی بعد به علت پاره ای از مشکلات متوقف گردید تا اینکه در سال 1376 مجدد توسط اقایان : فتاحی ، ویسی ، کمری دائر گردید و هم اکنون با مربیگری اقایان : تورج فیضی ، ثمین ویسی  کلاسهای اموزشی ان دائر است .تعدادی از ورزشکاران مطرح این رشته که توانسته اند در رقابتهای استانی یا کشوری حائز مقامی شوند میتوان به اقایان  : حسین کمری ، ثمین ویسی ،همایون ربیعی ، جلال فتاحی ، اقبال فتاحی و.... اشاره کرد تعداد دیگری از ورشکاران این رشته میتوان به اقایان : عبدالله شکربیگی ، منصور رحیمی ، اشکان یادگاری ، سعید الیاسی ، قوام کشتمند ، کیومرث کمری ، حسین نوری ، فریبرز علیپور ، سجاد حسنی ، هادی رشیدپوریان ، محسن محمدی ، عرفان ذهاب ، حیدر غلامی ، اکبر غلامی و ........اشاره کرد

  

تاریخچه بوکس در شهرستان سرپلذهاب :

این رشته ورزشی اولین بار در سال 1370 توسط کیومرث شهسواری در سرپلذهاب دائر گردید.که بعد ها وی از فعالیت ورزشی باز ماند و این رشته در سالهای بعد توسط علی جمشیدی قهرمان اسیا ادامه یافت و هم اکنون توسط همایون بابایی اداره میشود از قهرمانان سرپلذهاب در این رشته ورزشی میتوان به اقایان : کیومرث حیدری (قهرمان ایران در سنگین وزن ،قهرمان مهاجرین کشور ، و قهرمان چند جانبه سپاه) کمال حیدری (قهرمان سنگین وزن بوکس کشور در دو مرحله ) فروتن گل ارا (قهرمان اول جوانان کشور در سال 1380 ، نایب قهرمان مسابقات بین المللی کشور در سال 1380 ، قهرمان اول کشور در سال 1381 ،نفر اول انتخابی تیم ملی در سال 1381 ، نایب قهرمانی مسابقات بین المللی بوکس دهه فجر که تا کنون چند بار به تیم ملی دعوت شده است ) سروش سهرابی (قهرمان استان ، قهرمان سوم جوانان کشور در سال 1377) شهرام ترادیده (قهرمان سوم کشور در سال 1381 ) صید علی زنگنه ، شهریار ترادیده و .... نام برد

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 19:12 | جمعه بیستم دی 1387 •

رودخانه الوند و گوردخمه ديره

رودخانه الوند : 

الون

رود الوند از ميانه شهر سرپل ذهاب گذشته و از غرب به سمت قصرشيرين جاري مي گردد و از کناره شرقي رشته کوههاي "بازي دراز" گذشته و به مرکز شهر قصرشيرين مي رسد. اين رودخانه پس از گذر از ريجاب وارد تنگ پيران در نزديکي قريه پيران و سپس به جلگه اي در پايين روستاي "بان زرده" وارد مي شود. طول رودخانه الوند از اين سرچشمه تا آبريزگاه دجله 280 کيلومتر و ارتفاع آن ازسرچشمه به يک هزار و500 متر مي رسد.

رودخانه سرزنده و هميشه جاري "الوند" يا "حلوان" در غرب استان کرمانشاه از کوههاي دالاهو و قلاجه سرچشمه مي گيرد.
سرچشمه اصلي اين رودخانه از سراب اسکندر در غرب قلل زاگرس حد فاصل 32 کيلومتري در شرق دشت ذهاب و در شمال دهستان ريجاب واقع شده است.
واژه الوند، برگرفته از يک واژه از زبانهاي آريايي است که به مفهوم "از آن بزرگي يا بلندي" مي باشد و نام کوه الوند که در نزديکي شهر همدان (اکباتان ) واقع شده نيز از مشخصه هاي نامهاي جغرافيايي در سرزمين اسکاني آرياييان مي باشد.
به عقيده کارشناسان، الوند از "هرا يا هله" به معني بلند و " ونتا يا وند" به معني "از آن يا متعلق" برگرفته و واژه "وند" به عنوان پسوند در نام طوايف کرد درکردستان بسيار ديده مي شود، مانند "کاکاوند" ، "رشوند" و بسياري ديگر.
براين اساس، رودخانه هاي که از بلندي کوهها با شدت جاري مي شوند و آبشاري را بوجود مي آورند، در گويش هاي آريايي "هراوند يا هله وند" ناميده شده اند.
پس به تعبيري ديگر مي توان اينچنين بيان کرد که نام کنوني رودخانه الوند تنها تکاملي ديرينه از واژه آريايي "هله وند" است که در ادبيات عربي به "حلوان" مبدل شده و در گويش کنوني مردم منطقه به زبان کردي به "الون" و يا "هه لون" مشهور شده است.
به گفته کارشناس اداره ميراث فرهنگي قصرشيرين، در ادبيات عرب حلوان را شهري قديمي نيز دانسته اند که در ابتداي گذرگاه زاگرس و در مکان امروزين شهر سرپل ذهاب قرار داشته است.
شهر حلوان در ادبيات پهلوي از ريشه زبان مادي " کاله" گرفته شده و آشوريان آنرا " کالمانوو يا کالخ " نيز ناميده اند.
"ايرج افشار" در دومين جلد از کتاب خود تحت عنوان "کرمانشاهان و تمدن ديرينه آن " آورده است: برخي ادبيات تاريخي شهر"حلح" را که هزاران يهودي "ساماريه" در زمان آشوريان به آن تبعيد شده بودند، همان شهر حلوان مي دانند.
ناحيه حلوان از ديرباز ناحيه اي حاصلخيز با چشمه هاي آب معدني بسيار و باغهاي فراوان بوده است " کواد " يکي از پادشاهان ساساني دراين ناحيه آبگينه اي ساخته و اصلاحات بسياري انجام داده بود.
به دليل موقعيت حساس منطقه اعراب در نيمه هاي قرن ششم ميلادي به آن حمله بردند و جز ويرانه اي چيزي از آن برجاي نگذاشتند.
رود الوند ازهمان ابتدا به صورت رودخانه بزرگي در حدود 12 کيلومتر در اين دره زيبا جريان دارد، همانطور که به راه خود ادامه مي دهد، نهرهاي متعدد بدان مي پيوندند.
پهناي دره ريجاب حدود 500 متر و دو طرف آن سراشيبي ژرفي تشکيل شده و از ابتدا تا انتها از درخت و باغهاي ميوه پوشانده شده و در اعماق آن رود ريجاب (ريگ آب ) جوشان و خروشان از ميان سنگها و صخرها در جريان است.
اين رودخانه پس از گذر از ريجاب وارد تنگ پيران در نزديکي قريه پيران و سپس به جلگه اي در پايين روستاي "بان زرده" وارد مي شود.
رودبارهاي کوچک منطقه ازقبيل آبهاي بان زرده، ياران، بشيوه، قلعه شاهين ، ديره ، گلان و بزکنه از طرفي و آب سراب گرم از طرف ديگر هر يک جداگانه در محل هاي مختلف به آن وارد مي شوند.
رود الوند پس از آن از ميانه شهر سرپل ذهاب گذشته و از غرب به سمت قصرشيرين جاري مي گردد و از کناره شرقي رشته کوههاي "بازي دراز" گذشته و به مرکز شهر قصرشيرين مي رسد.
الوند سپس به دهستان نصرآباد در نزديکي قصرشيرين وارد شده و با رودهاي چم امام حسن و با رودخانه تنگاب مخلوط گشته و با عبور از روستاي قره صدف بطرف شهرستان خانقين در کشور عراق آبريز مي شود.
الوند پس از عبور از شهرهاي قصرشيرين و خانقين در قسمت جنوبي ناحيه دکه و قله از طرف چپ وارد رودخانه سيروان مي شود و پس از آن به رود دجله در عراق مي پيوندد.
به گفته مقامات محلي، اين رودخانه ضمن اينکه آب و هواي مناطق را مديترانه اي ساخته، دشت شهرستانهاي قصرشيرين و خانقين عراق را نيز مستعد زراعت و کشاورزي کرده است.
سرچشمه ديگري که به الوند مي پيوندد از آبخيزها و چشمه سارهاي دره شمالي کوه قلاجه در 24 کيلومتري جنوب غربي هارون آباد نشات مي گيرد و به نام رودخانه کفرآور از دهستان کفرآور به سوي شمال غربي روان مي شود و روستاهاي که به همين نام است را سيراب مي کند.
در فاصله يک کيلومتري شمال غربي روستاي هارير با ريزآبه نسبتا بزرگي که از مناطق جياکويي و سگان عبور کرده مخلوط مي شود و پس از گذشتن از يک دره تنگ و پر پيچ و خم به دهستان ديره وارد مي شود و به نام رود ديره از دره ميان کوههاي دانه خشک و بازي دراز عبور مي کند و به دهستان جگرلو از توابع شهرستان قصرشيرين وارد مي شود.
طول رودخانه الوند از اين سرچشمه تا آبريزگاه دجله 280 کيلومتر و ارتفاع آن ازسرچشمه به يک هزار و500 متر مي رسد.
اين رودخانه در مسير خود در شهرستان قصرشيرين ضمن سيرآب کردن زمين هاي زراعي و کشاورزي بخصوص درختان نخل و نيزارهاي اطراف، با گذر از مرکز شهر جلوه خاصي به آن داده و به نوعي محلي براي تفريح و تفرج دوستداران طبيعت و ماهيگيران شده است.

 

سراب گرم ( طبيعي ) :

                                         

سراب گرم

این سراب که در سه کیلومتری سرپلذهاب قرار دارد از جاذبه های طبیعی محسوب شده و معمولا در ایام تعطیل بازدید کنندگان بیشتری دارد . در نزدیکی ای سراب بقایای بنای ساسانی قلعه منیژه قرار دارد . در داخل این سراب چشمه های متعددی می جوشد و سرریز آب آن جهت سرپلذهاب استفاده میشود .آب خوراكي سرپلذهاب از اين سراب تامين ميگردد

 

 

سراب قلعه شاهین:

                                             

سراب قلعه شاهین

این سراب در نزدیکی سرپلذهاب قرار دارد و از تفرجگاههای مردم منطقه محسوب میشود در اطراف این سراب هم بقایای تعدادی از ساسانی که با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده قرار دارد . که بیشتر به صورت مخروبه در آمده اند

 

سراب ريجاب:

سراب ريجاب

 در روستاي ريجاب از دهستان بان زرده شهرستان سرپلذهاب در ارتفاع1350 متري از سطح دريا واقع شده، وجود آبشارهاي خروشان و كف آلود، باغات و درختان انبوه مانند: چنار، انار، گردو، سپيدار و سراب، ييلاق با صفايي را بوجود آورده است و به همين سبب از مناطق تفريحي و تفرجگاهي مردم بومي و شهرستانهاي اطراف بوده كه با توسعة گردشگري، يكي از قطب هاي گردشگري ارزشمند كشور به شمار مي آيد.

 گوردخمه ديره :

    اين گوردخمه در فاصله 24 كيلومتري جاده سرپل ذهاب به طرف ديره در نزديكي روستاي گلين قرار دارد . اهالي روستا اين گوردخمه را به نام فراي كن يا تاق فرهاد يا اتاق فرهاد مي شناسند . گوردخمه مورد بحث به طول 50/6 متر ، عمق 20/3 متر و ارتفاع 15/2 متر مي باشد . در انتهاي دخمه دو پله به طول 35/1 متر ايجاد شده است . همچنين در ديوار جنوبي اين دخمه صفحه اي به ابعاد 34/1*60/1 متر جهت ايجاد نقشي تراشيده شده است .

 

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 1:29 | سه شنبه هفدهم دی 1387 •

تاریخچه کشتی سرپلذهاب

تاریخچه کشتی سرپلذهاب:

کشتی یکی از رشته های قدیمی و پر طرفدار در شهرستان سرپلذهاب است که سالها پیش از

انقلاب در سالن کشتی تربیت بدنی سرپلذهاب دنبال می شد و قهرمانان و پهلوانان زیادی را هم

 به جامعه کشتی معرفی کرد. سابقه این رشته ورزشی به سال ۱۳۴۵بر میگردد که شخصی بنام

آقای سید اصغر ترابی اهل زنجان که بصورت سپاه دانش در سرپلذهاب مشغول تدریس بود و در

رشته کشتی دارای تجربه نیز بود باعث تشویق جوانان شهرستان سرپلذهاب به این رشته شد .

از اولین کسانی که به این رشته روی آوردند می توان به اقایان :

 صید علی فتاحی ، احمد بانیارانی ،کرمعلی فرمانی ، علیمراد اسماعیلی ، علیمراد غلامی ،

حسن سلیمانی ،علی رضا بشیری ، حاتم بشیری و..... اشاره کرد .

 و سپس بعد از آن دوره مربیانی ازجمله محمد باقری ،محمد توسلی نیا ، حبیب ملکشاهی و

علی میر کرمی کشتی سرپلذهاب را تا سال ۱۳۵۷ هدایت کردند .

از دیگر کشتی گیران مطرح سرپلذهاب که عناوین قهرمانی کشور واستان را به دست آورده

 اند و سالهاست که در این رشته ورزشی به فعالیت مشغولند که میتوان از آقایان :

مراد مرادی ، رشید سلطانی ، صید علی فتاحی ، خیرالله فتاحی ، غلامعلی فتاحی ،

 حبیب ملکشاهی ، قدرت الله جمشید زاده ، احمد بانیارانی ، رستم محمدی ، محمود کرمی ،

 سید رضا موسوی ، حیدر حاتمی ، عزیز حاتمی ، غلام رد ، عبدالحسین رخصی ،

 محسن رخصی ، کیومرث حیاتی ، رشید باباخانی ، علیجان ویسی ، رستم فرجی  ،  

محمود شکربیگی ، عزت الله رحیمی ، احمد کنعانی ، قاسم نامداری ،منصور قیطاسی ،

شهید اسکندر باقری ، فریدون شکربیگی ، باباخان حاتمی ، خیدان حاتمی ، حمید رضا حاتمی ،

 مظفر حیدری ،  امجد کمری ، عزیز رستمیان ، بهمن اسدپور ، نعمت مرادی ، عزت کارگر ،

عبدالله مرادی ، سعید عبدی ، نصرت الله صادقی ، علیرضا شکربیگی، مهدی شکربیگی ، عبدالله شکربیگی ،

علی میر شکربیگی ، نبی عباسی ، رشید سلطانی ، سیامک صیادی ، قدرت صادقی ،

 روح الله عباسیان ، نعمت حسینی ، علی احمد رضایی ، محمد صادقی ، حشمت احمدی ،

 علی مرادی ، عزت الله محمودی ، هوشنگ والایی ، چنگیز عیده پور ، سعید سلیمی ، مسلم

 نظر ابادی ، احسان فتاحی ، نورالله اسدپور ، یوسف اسکندری ، فریبرز شاه ویسی ، مصطفی

 قلعه شاهینی ، مجتبی قلعه شاهینی ، حسن عباسیان ، شهریار عباسیان ، علی الفتی ،

حسن الفتی ، سیامک عزیزی ، سعید عبدی ، مسعود سلطانی ، مهرداد امینی ، حجت الله

 داستان ، فتح الله داستان ، نعمت حسینی ، عمران صفری ، قهرمان صفری ، اصغر میرزایی ،

 جلیل الیاسی ،علی بخش رسولی ، مهدی چراغی ، آزاد نوروزی ، عبدالله مرادی ، اردشیر

 مرادی  ، کیوان قلخانی ، ایمان احمدی ، حمید رضا مالکی ، شهریار مرادی ، علیرضا محمودی

 ، مظفر اسد پور ، عزیز حسینی ، جهانشاه چراغی ، سیامک رسولی ، جلال شکربیگی ،

مرحوم مصطفی شکربیگی ، فرهاد مرادی ، بهزاد نوروزی ، علی غلامی ، نظام خانی ،

خیرالله محمدی و ....... اشاره کرد

 

 

اعضای هیات کشتی شهرستان را جهت آشنایی دوستداران کشتی  معرفی می کنم

 آقای علیرضا شکربیگی      رئیس هیت کشتی

 آقای نعمت مرادی               نایب رئیس

 آقای علی مرادی               دبیر هیت کشتی

 آقای حاج احمد محمد پور       خزانه درا

 آقای عزیز رستمیان            مسئول کمیته انضباطی

 

 در حال حاضر آقای علیرضا شکربیگی رئیس هیت کشتی سرپلذهاب می باشد .


http://uploadkon.ir/uploads/Dup%2801%292013-02-16-821_1.jpg

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 18:46 | سه شنبه دهم دی 1387 •

جنگ تحمیلی

جنگ تحمیلی:

بعد از ظهر دوم مهرماه ۱۳۵۹ تانك هاي لشكر ۶ زرهي عراق وارد سرپل ذهاب شدند، بجز شهر، ارتفاعات كوره موش، بنه دستك و قراوينه نيز در اشغال عراقي ها بود، اين ارتفاعات كه در ضلع شمال غربي و غرب سرپل ذهاب قرار دارند از اهميت سوق الجيشي بالايي برخوردار است.
    «در روز ۲۴ مردادماه ۱۳۵۹ فرماندهان ارشد عملياتي ارتش و سپاه در منطقه غرب و شمال غرب كشور در اتاق لشكر ۸۱ زرهي كرمانشاه جلسه بسيار مهمي با بني صدر و مشاوران نظامي او داشتند. حضور امير سرتيپ قاسم علي ظهيرنژاد، فرمانده نيروي زميني ارتش، برادر مرتضي رضايي، فرمانده وقت سپاه، ابوشريف، سرهنگ صياد شيرازي، برادر محمد بروجردي، ناصر كاظمي، فرمانده سپاه پاوه، احمد متوسليان، فرمانده سپاه مريوان و آقاي آذربان، فرمانده سپاه قصر شيرين را در آن جمع به ياد مي آورم. ابتدا آقايان بروجردي و آذربان به تفصيل از تحركات گسترده سپاه دوم ارتش عراق در امتداد نوار مرزي و گلوله باران مستمر پاسگاه هاي مرزي ما توسط دشمن صحبت كردند. بني صدر و همراهان او اصلاً اين گزارش ها را جدي نگرفتند. مدام به همديگر نگاه مي كردند و پوزخند مي زدند. حتي يادم هست خودم به بني صدر درباره وضعيت بحراني منطقه سرپل ذهاب گزارش مفصلي دادم. به او گفتم آقاي رئيس جمهور در نوار مرزي يك پاسگاه به اسم «تيله كوه» ما داريم يكي هم عراقي ها، سپاه دوم ارتش بعث در پايگاه «تيله كوه» عراق حدود ۱۵۰ دستگاه تانك را جلو كشيده اند و رو به سمت شمال دشت ذهاب آنها را آرايش داده اند ما حتي از دور با دوربين تك تك آنها را شمرده ايم. قشنگ يادم هست دور و بري هاي بني صدر گفتند نه آقا! آنها تانك واقعي نيستند، ماكت تانك اند! مي خنديدند و مي گفتند ماكت هستند» سرپل ذهاب در طول جنگ بیش از 50 بار هدف آتش توپخانه و بمباران هواپیماهای ارتش عراق قرار گرفت و 112 تن شهید و 369 تن مجروح تقدیم انقلاب اسلامی کرد. در اثر جنگ تحميلي 6500 واحد شهري 212 روستا با 8000 واحد روستائي تخريب و با 7976 فقره خسارت كشاورزي وارد شد.

روزهاي نخستين جنگ در سرپل:
    شهرستان سرپل ذهاب با مساحتي بالغ بر ۱۲۷۱ كيلومتر مربع در غرب كشور و منتهي اليه شيب ارتفاعات زاگرس بر سر راه بين المللي تهران - بغداد موسوم به جاده كربلاواقع شده است. سرپل ذهاب با قدمتي بالغ بر ۲۸۰۰ سال با فاصله ۶۶۵ كيلومتري از تهران، از شهرستان هاي مرزي باستاني و زرخير كرمانشاه است. پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي، شهرستان سرپل ذهاب يكي از قربانيان آشوب ضد انقلاب بود. توزيع سلاح بين عشاير و عناصر ضد انقلاب، مين گذاري در جاده ها، بمبگذاري در معابر عمومي و نا امن كردن جاده هاي مواصلاتي شهر براي ستون هاي نظامي از جمله آشوب هاي اين منطقه بود. لشكر ۶ زرهي عراق پس از قصر شيرين به سرپل ذهاب آمدند و نيروهاي مدافع اسلام در ۳ گروه با نام هاي گردان مالك اشتر از تيپ يكم لشكر ۸۱ زرهي كرمانشاه، نيروهاي عشاير بومي و سپاه استان همدان از جمله موانع بودند. يكم و دوم مهرماه روزهاي سختي براي سرپل ذهاب بود. شهر تقريباً خالي از سكنه شده بود و گلوله باران آتشبارهاي عراقي تمام امكانات شهري را از بين برده بود. صبح روز بعد عراقي ها در هفت كيلومتري سرپل ذهاب بودند و بعد از ظهر پشت دروازه هاي شهر. سرهنگ بهروز ناصحي نژاد از آن روزها روايت مي كند: «مطلبي كه همه را آزار مي داد، اين بود كه شايع شده بود سرپل ذهاب در حال سقوط است و پادگان ابوذر هم در خطر سقوط قرار دارد. اطلاعاتي كه من داشتم، در اين حد بود كه تعدادي از هلي كوپترهاي ما در پادگان سرپل بودند، ولي نمي دانستم آنها با دشمن نبرد كرده اند يا نه. پس از چند دقيقه كه به اندازه يك سال گذشت، فرمانده گردان دستور فرمانده پايگاه مبني بر اعزام يك تيم آتش به سرپل ابلاغ نمود.»
سوم مهرماه ۱۳۵۹:
    سرپل ذهاب در اشغال بيگانه بود. حسين همداني فرمانده نيروهاي اعزامي سپاه همدان مي گويد: ما خيلي محتاط و آرام آرام خودمان را تا نزديكي شهر سرپل ذهاب جلو كشيديم، ابتدا خيال كرديم كل شهر به دست دشمن افتاده. در مدخل شهر سرپل ذهاب ميداني وجود داشت. بعد از گذر از آن ميدان، انباري متعلق به كارخانه نوشابه سازي قرار گرفته بود و درست روبه روي آن انبار، ساختمان يك مدرسه واقع شده بود. ما رفتيم در اطراف آن انبار نوشابه مستقر شديم، چون متوجه شديم كه در حوالي آن دشمن حضور ندارد. پس از استقرار چند نفر به شهر رفته و گشتي در آن زدند.
    آن روزها پنج - شش نفر از خلبان هاي زبده هوانيروز در پادگان ابوذر مستقر بودند كه فرماندهي واحدشان را علي اكبر قربان شيرودي و احمد كشوري به عهده داشتند. به محض اين كه ما اطلاعات خودمان درباره وضعيت شهر و نحوه استقرار تانك هاي دشمن را به او داديم، يك جلسه توجيهي چند دقيقه اي با رفقايش گذاشت و با سه فروند كبري به سمت تانك هاي عراقي رفت. تانك ها عقب نشيني كردند به سه راهي قره بلاغ و تپه كوره موش.
    يك ستون مكانيزه دشمن، شامل ۳۰ دستگاه نفربر زرهي و خودرو هم كه داشتند با آن تانك فرار مي كردند توسط شيرودي و خلبانان آن دو فروند كبري مورد هدف قرار گرفتند.
    روزنامه كيهان روز ۳ مهر ۵۹ نوشت: «قواي ايران مزدوران عراقي را در مرزهاي سرپل ذهاب محاصره كرد. مقاومت دليرانه نيروهاي ايران در سرپل ذهاب و قصر شيرين ادامه دارد. مواضع از دست رفته يكي پس از ديگري به تصرف در مي آيد. مهاجمان عراقي ۲۰ تانك و ۵ خودرو نظامي را در سرپل ذهاب از دست دادند.» با روشن شدن هوا در روز سوم مهر ده ها تانك براي بازپس گيري منطقه مي آيند. در اين ميان به بدنه رزمندگان اسلامي افرادي اضافه مي شوند كه روحيه رزمندگان را ارتقا مي دهند. رادمرداني چون اصغر وصالي، علي موحد دانش، غلامعلي پيچك. از طرف ديگر فرماندهان بلندپايه ارتش عراق كه گذشتن از سرپل ذهاب را يك هدف استراتژيك مي دانستند، براي محاصره شهر ارتفاعات «بازي دراز» را تصرف كردند.
شهادت علي اكبر شيرودي:
    حضور نيروهاي عراقي بر روي ارتفاعات «بازي دراز» يك تهديد هميشگي بود. در روز يكم ارديبهشت ماه ۱۳۶۰ عمليات دوم بازي دراز با هماهنگي ارتش و سپاه به اجرا درآمد. در اين عمليات كه تا روز نهم ارديبهشت ادامه يافت، نيروهاي تحت فرماندهي عليرضا موحد دانش و سرگرد حسين اديبان حماسه آفريدند، به گونه اي كه شهيد بهشتي در بازديد از منطقه عملياتي گفت: به عرفا بگوييد عرفان، خانقاهش «بازي دراز» است.
    در اين عمليات اتفاق حزن انگيزي افتاد. سرگرد حسين اديبان و عقاب تيزپرواز آسمان غرب علي اكبر قربان شيرودي به لقاء الله پيوستند. چهار ماه بعد در تاريخ ۱۱ شهريور سال ۶۰ عمليات دوم بازي دراز آغاز شد و بالاخره عمليات مطلع الفجر در بيستم آذرماه ۶۰ در غرب سرپل ذهاب صورت گرفت. در اين عمليات كه ۱۷ روز طول كشيد، غلامعلي پيچك فرمانده واحد عمليات غرب كشور هم به شهادت رسيد. شهيد شيرودي جمله معروفي دارد كه خوب است اينجا هم ثبت شود: در اين جنگ ايمان و اعتقاد به خدا و حضرت مهدي (عج) مي جنگد نه تخصص

منافقين و سرپل ذهاب:
    تا سال ها سرپل تقريباً آرام بود تا اين كه روز سوم مردادماه سال ۶۷ فرماندهان عراقي و منافقين وارد سرپل ذهاب شدند و بلافاصله واحدهاي پياده مكانيزه منافقين از تنگه «كل داوود» در نزديكي سرپل حركت خود را آغاز كردند. به اعتراف كارشناسان نظامي آتشي كه آن بعد از ظهر روي گردنه پاتاق مي ريخت، بي سابقه بود.
    در همان روزها عمليات مرصاد شروع شد. دلاورمردان ايران در تنگه چهارزبر جاده اسلام آباد - كرمانشاه به صفوف منافقين زدند. منافقين در آن شرايط حتي نتوانستند آرايش نظامي شان را حفظ كنند. حالاتنگه پاتاق سرزمين انتقام بود. بلندي هاي پاتاق كه چند روز قبل بر جنازه پاك شهدا مي گريست، حالابه عقوبت الهي شادمان است. لشكر شكست خورده منافقين در حالي به پاتاق رسيد كه شيربچه هاي خميني (ره) از ساعت ها قبل انتظارشان را مي كشيدند. اگر تنگه پاتاق به احترام پيكرهاي پاك شهدا «دروازه شهادت» لقب گرفت، در آن روز دروازه مرگ منافقين بود. سرانجام روز دهم مرداد پس از شكست سنگين منافقين، عراق تحت تاثير شكست هايش در جبهه جنوبي و فروپاشي سازمان رزمي منافقين قطعنامه ۵۹۸ را پذيرفت.

سكوهاي تانك :

اين سكوها از مسير كرند به سرپل ذهاب ،قصرشيرين و گيلانغرب احداث شده و تانك هاي منهدم شده ، برروي آن ها قرار گرفته است .

دروازه ي شهادت :

 (تنگه ي پاتاق، مدخل ورودي دشت سرپل ذهاب )؛ نقطه ي پدافندي مهم بين ارتفاعات دالاهو و نوح . در اين مكان رزمندگان اسلام در برابر حمله ي منافقين به دفاع پرداختند. 

پادگان ابوذر:

 (ضلع شرقي دشت سرپل ذهاب )؛ محل استقرار رزمندگان اسلام در طي جنگ تحميلي و نقطه مقاومت در برابرتجاوز دشمن . 

و اما بازي دراز...

 

از سرميل که عبور مي کني و به گردنه بالاطاق مي رسي، روبه رويت از راه دور ،ارتفاعات معروف و استراتژيک بازي داراز را ميبيني که در روزگاري،همان اولين ماه هاي جنگ، شاهد حادثه آفريني هاي فراواني بوده است.اين ارتفاعات رشادت هاي بسياري را ديده است ... روز گاري قدمگاه بهترين بندگان مخلص خداوند بوده است و وجب به وجب آن به خون پاک شهيدي آغشته است .چنانکه سيد شهيدان انقلاب آيت الله بهشتي در وصف آن مي گويد:<<عرفان واقعي، خانگاهش بازي دراز است.>>اين ارتفاعات مسلط است بر شهر مظلومان فاتح (سر پل ذهاب )،شهر استقامت و مظلوميت (قصر شيرين)و شهر مقاوم (گيلانغرب) و(نفت شهر)و...عراقي ها از همان اوايل جنگ اين ارتفاعات را در دست گرفتندو با استفاده ازموقعيت همين ارتفاعات بود که راحت جاده ورودي به سرپل ذهاب –پادگان ابوذر،جاده سرپل ذهاب – گيلانغرب و ... را با آتش توپخانه مسدود کردند،گذشته از اين،به وسيله اين موقعيت ميشد پرواز هواپيماها رو هم کنترل کرد در واقع کليد يا چشم منطقه اينجا بود.اين ارتفاعات به اندازه اي مهم بود که با دستور شخص صدام بالاي آن را اسفالت کردند و نيروهاي زبده اي را براي محافظت از آن گماشته بود.او همچنين مغرورانه گفته بود:<<اگر ايراني ها اين ارتفاعات را پس بگيرند کليد بغداد را هم بهشان مي دهم.>> شيارهاي بازي دراز مشهد بهترين و گمنام ترين سربازان حضرت روح الله (ره)گرديد،چون اين ارتفاعات و تنگه ها بارها بين نيروهاي خودي و متجاوزين دست به دست شدخيلي از مظلومين فاتح هنوز گمنام و دور از ديدگان ما مانده اندو زير خاک ها نظاره گر اعمال ما هستند!

 

عمليات بازي دراز در تاريخ 2/2/1360 آغاز شد و به مدت 8 روز طول کشيدکه دلاوري هاي رزمندگان و سردارني همچون محمد بروجردي، علي اکبر شيرودي، موحد دانش ، کشوري ،محسن چيريک،اصغر وصالي،غلامعلي پيچک، حاج بابا،محسن وزوايي، مهدي خندان و... 54دستگاه تانک و نفربر و 3فروند هواپيما ف2فروند هلي کوپتر،2دستگاه ادوات مهندسي منهدم و 1500نفر کشته و زخمي و 700نفر عراقي اسير شدند و 12 دستگاه تانک و نفربر و5دستگاه ادوات مهندسي به غنيمت گرفته شد .

 


 

 

پادگان ابوذر - سرپلذهاب

پادگان ابوذر - سرپلذهاب

پادگان ابوذر - سرپلذهاب

بمباران هوایی - سرپلذهاب

 

این یک بخش خیلی خیلی کوتاه در مورد جنگ تحمیلی و تاثیر شهرستان سرپلذهاب در جنگ تحمیلی است که واقعا در شان رشادت و دلاوری مردم این شهرستان نیست ، اگر بخواهم این بخش را کامل کنم شاید چند سالی طول بکشد

 

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 4:11 | دوشنبه نهم دی 1387 •

قلعه یزد گرد

قلعه یزد گرد

پس از ديدن آرامگاه بابايادگار در منطقه ريجاب، به سراغ قلعه يزدگرد ميرويم.  از آرامگاه بابايادگار تا قلعه يزدگرد چيزي حدود 2 ساعت كو‌ه‌پيمايي در ميان جنگل‌هاي بلوط بسيار لذت بخش است، جداي از سختي راه، زيبايي طبيعت در كوهستان‌هاي سرپلذهاب، هر انساني را به وجد مي‌آورد. بالاخره پس از گذشتن از دو كوه بر روي قله سومي كه بسيار مرتفع و مسلط به دشت ريجاب و روستاي زرده است، قلعه يزدگرد نمايان میشود.  قلعه‌اي از لحاظ استحكام در زمان خود يكي از دژهاي بي‌نظير و كاملاً مهندسي ساز در دوران خود با تجهيزاتي كه دشمنان در هيچ دوره‌اي از دوره‌هاي اشكانيان و ساسانيان نتوانستند به آن نفوذ كنند. اين قلعه، قلمرويي معادل 40 كيلومتر مربع وسعت دارد كه شامل 1. ديوار گچي به طول 5/2 كيلومتر، 2. آشپزخانه‌اي كه در پائين قلعه قرار دارد و اهالي اين منطقه بر اين باورند كه غذا در پائين قلعه پس از پخت دست به دست مي‌گشته و گرم به بالاي قلعه مي‌رسيده است.

 

آتشکده ي کويک:

درگورستان کويک ميل صفي است . ازروستاي نوشيروان به موازات نهتر ولاش راهي است که با گذر از ده مويک حسن به کويک ميل صفي رسيده وبه سبب بودن گور صفي نياي بزرگ اهالي اين روستا اين آتشکده هـم دوام آورده است.اين آتشکده 5 در 5.15 متر است ودر بلندي 1.6 آن چهار لچکي ست که برآن گنبدي زده شود .ورودي اين آتشکده تاقي گهـواره يي دارد با پهـناي 0.85 وبلندي 1.23 متر

آتشدان بردعاشقان:

در روستاي کويک مجيد در 1 کـيلومتري ميل صفي است .پس از کويک مجيد ، کويک شمشيره است ونرسيده بروستاي حواس گلپري دردامنه ي کوه چشمه ي کاني امجيرکه هـست و50 متر بالاترظاز آن مهـسنگي بدرازي 10.8 در پهـناي 4.7 وبلندي 6.2 متر است .درروي اين مهـسنگ گودالي به پهـناي 0.95 در 1.55 کنده شده است .بالاي آن اريب کنده شده که نشان ميدهـد آتشگاه بوده است .
 
 
 
آتشگاه سراب ذهاب:
 
در شمال خاوري تپه ي سراب در 300 متري ازراه کنوني بازماند هاي آتشکده يي ديده ميشود به اندازه هاي 4.77 در 5.95 متر از قـلوه سنگ ولابندوديواري به پهـناي 0.6 متر .در دوبر خاور .شمال بخشي از گنبد آتشکده به چشم ميخورد .ورودي تشکده با تاقي گهـواره يي به پهـناي 0.6 وبلندي 1 متر است .بلندي کنوني آتشگه 2.5 متر است.

 
نهر و برج ولاش :

اين نهـر درروستاي نوشيروان است وعـبارت است از بازمانده ي سنگ چين رود . اين نهـر 36 کـيلومتر است واز روستاي پيران در شمال نوشيروان سرچشمه داردو با گذر از نوشيروان به سوي دره ي سرخ ( دله شير) ميرود ودر ميان قـوپي پايان ميگيرد وآثاري از اين سنگ چيني ساساني در جاهايي به چشم ميخورد. ودر شمال روستاي نوشيروان در150 متري نهـر برروي تپه يي برجي به اندازه هاي 25 در 25 متر ديده ميشود وديواري 1.1 متري دارد
!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 1:19 | یکشنبه هشتم دی 1387 •

تاریخچه فوتبال سرپلذهاب

تاریخچه فوتبال سرپلذهاب

 

ورزش فوتبال در سرپلذهاب در سال ۱۳۴۷ در زمین خاکی که در محله شاه عباسی

 (زمین دارائی قدیم )قرار داشت شکل گرفت و بصورت تیمهای محلی به

 رقابت می پرداختنددر سال ۱۳۵۲ تیم منتخب سرپلذهاب با حضور بازیکنانی چون

نعمت مرادی - حسن خسروی ، مراد خرم آبادی ، مرحوم یدالله قنبری ، عزت قنبری ،

منصور نظری ، کریم اختیاری ، شهرام سعادت ، غلامرضا امیدی ،

 عبدالرضا امیدی، حسین شهبازی ،اکبر قنبری ، کریم کرمی ،

 سیروس دباغپور ، محمود کشتکار ،مرادرستمی ، ناوخاص الماسی  ،

مرحوم حسین شهبازی ،مرحوم تیمور فاطمی و .....

 با مربیگری عباس بارانی تشکیل شد و بعد از چند سال بازیکنان دیگری چون

عـزیز حـاتمی ، اسد کشاورز ، احمد صحراکار ، حسن زارعی ، بهروز حیدری ،

 سیروس حیدری ، حسین قلخانی ، مرادمهدوی ، برزو کرمی ،

 فرامرزپیری مقدم ، احمد کارخانه ای  ، کرم کارخانه ای ،یدالله کشاورز ، محمود ا لفتی ،

 نصرت کارگر ،غلامرضا سهرابی ،جهانشاه فرمانی ، محمد سلیمانی ،

علی اشرف جلالوندی ، حمید رضا امیدی ، بهرام بادامی و ....

به این تیم پیوستند . با شروع جنگ تحمیلی تیم منتخب سرپل ذهاب در شهرهای

اسلام آباد و کرمانشاه به فعالیت پرداختند تعدادی از بازیکنان فوتبال

سرپلذهاب میتوان به :

 خـیدان حا تـمی  ، داراب حاتمی . باباخان حاتمی .حمید رضا حاتمی، حبیب تبریزی ،

سید جلال موسوی،اصغرمسکینی ، پرویز ظهرابی ، عباس چرخ انداز ، احمد نبی ئی ،

گودرزلطفی، احمد محمدی ، اکبر پاسیده ، عزت الله مرتضایی ، کوروش دارابی،

بهرام کرمی ،حسین قربانی ، سیروس پور کرمی ، ثمین نیکروش ،

کیوان احمدی ،  ایمان احمدی ،  فرمان احمدی، مرحوم نوروز فرجی، افشین کریمی ، قباد کریمی ،

یادگار رحمانی ،شهریار شکربیگی ،علیشاه شکربیگی ،مرحوم ايرج پروانه ، شادمان

شير محمدي ،شاپور صفري ،‌ رضا شهسواري ، شريف حاتم بيگي ، اشرف بزگدار ،

 حجت حسابي ، گودرز همداني، عادل جلالوندي ، بهزاد شريفيان  ، مهدی محمدی ،

سیروس کرمی ،کوروش کارگر ، محمدحسین قیطاسی ، پژمان گندمکار ،خلیل

پرنیان ،بابک اسدی ،علی قلخانی ،شهریار بالت ، مختار رحمانی ،

مهدی وفایی ، شهریارمرادبیگی  ،اقبال نوروزی، مصطفی رستمیان، مهدی نظری ،

 میر حسن دژ اهنگ ، یادگار رحمانی ،  مسعود فیلی ،  احمد مرادی ، امید بادبرین ،

 حسن کرمی ، مهران شهسواری ،  صالح نیک زاد ،  امین فرمانی ،  ثمین فرمانی ، 

 مرحوم حسن اقا عباسی ،  حمید رضا سلیمان نژاد ،  بهمن فلاحی ،  فرهاد صفری ،

  علیخان و جبار مهکی ، مرتضی خدایی ، حمید نظر ابادی ، علیشاه یوسفی ، علی توانگر ،

 کریم سیمایی . سلیم سیمایی . فرزاد سیمایی،بهمن بوچانی ، علی حیدری ،  کامبیز

 رفتاری، میرزا ساروتی ، شهریار محمدی ، فرزاد کرمی ،  بهروز فرهودی ،  محمد خانوادگی ، 

 فریبرز صیدی ، هوشیار مراد بیگی ، غلامرضا جمشیدی ،  یداله رستمیان ،  حجت حسابی ،

 سید جبارعزیزی  ، کیومرث ابی ، غلامرضا ابی  ،  شهریار محمدی  ، علی شیر مرد  ، 

 حسن کرمی  ،فریبرز محنت فر  ، مجید پرون ،حیدر رضایی تبار  ،  سیف اله جمالی  ،

 خیراله محمدی  ، ایرج حقمرادی  ،مهدی وفایی  ، علی فتحی مهکی  ، عبدالرضا امانی  ،

 یوسف اسکندری  ، عزالدین نوروزی  ،بهزاد نوروزی ، رضا نوروزی ، بهرام احمدی  ، جعفر فاتح فر ،

 مرحوم ولی مبارکی  ، نوراله ریزوندی ، زیدان امیری ،علیرضاپورشرف،فریبرز زارعی،

احمدزرع،نظام امیری،علیشاه یوسفی ،رضا جمشیدی ،مهدی محمدی ،منوچهر چمنی فر،

 رئوف توانگر، شاپور مبارکی  ندریارکرمی مسعودمسکینی رضاهمتی فرهادصفری منوجهرالهی علی بخش

هواسی مختاروبختیار رحمانی علی شیرمرد و.... اشاره کرد

 

همچنین  از داوران فوتبال این شهر می توان به :

حمید رضا حاتمی ،امین فرمانی ، سلمان بیاره ، اعظم امیری فرد ،  سید جبار عزیزی

،شهریار شکربیگی، احمد نبی ئی ، محمد نورائی ، ولی فتاحی فر  و..... اشاره کرد .

 

اعضای هیات فوتبال شهرستان را جهت آشنایی فوتبالدوستان معرفی می کنم

 

آقای حمید رضا حاتمی                      رئیس هیت فوتبال

آقای عزت الله قنبری            نایب رئیس ودبیرهیات

 آقای اقبال نورزی         مسئول کمیته اجرائی وکمیته فوتسال

 آقای اعظم امیری فر                مسئول کمیته داوران

 آقای فرمان احمدی       مسئول کمیته آموزش وخزانه دار

 آقای احمد نبی ئی                  مسئول کمیته پیشکسوتان

 آقای حسن الفتی                   مسئول کمیته انضباطی  

 آقای فرهاد محمدی    مسئول روابط عمومی ودبیر کمیته فوتسال

 خانم زهرا خسروی فر         نایب رئیس بانوان

 

در حال حاضر آقای حمید رضا حاتمی رئیس هیت فوتبال شهرستان سرپلذهاب می باشد

 


 

برگرفته از البوم حمید رضا سلیمان نژاد

بهزیستی سال 76

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 2:39 | سه شنبه سوم دی 1387 •

نقش برجسته گودرز شاه و قلعه شكر بانو و تپه پولاد و تپه سراب

نقش برجسته گودرز شاه:

 در پایین نقش برجسته آنوبانی نی، نقش برجسته یکی از حاکمان اشکانی سوار بر اسب دیده می شود. شاه اشکانی با بدنی نیم رخ و صورتی تمام رخ حجاری شده است. وی کلاهی شرابه دار بر سر دارد و گوشه های بلند آن بر روی شانه هایش افتاده است. پیِراهن او کوتاه - تا بالای ران – و شلوارش گشاد است. سوار با دست راست افسار اسب را گرفته است. در جلوی او مردی از بزرگان به حالت ایستاده، در حال اهدای گل به شاه، حجاری شده است. در گوشه چپ این نقش، کتیبه ای به خط پهلوی به این مضمون نوشته شده است: «این پیکر خودگودرزشاه بزرگ پسر گیو». همچنین در گوشه سمت راست این نق برجسته، کتیبه دیگری با مضمون «این پیکر خود S روان دژ دار حلوان» نقر شده است.

 

قلعه شكر بانو 

قلعه مريم يا شكر بانو در سرچشمه رودخانه قرع بلاغ در ارتفاع يك صد متري قرار دارد . اين بنا با لاشه سگ و ملات گچ ساخته شده است . اين قلعه را خسرو پرويز براي شكر بانو همسر خود ساخته است.

 

 

تپه پولاد :

یکی از اثار تاریخی که روبه روی روستای زعفران مشرف بر رودخانه ی سراب گرم و در کنار جاده ی سراب گرم به قره بلاغ واقع بوده مصالح ان از ساروج و شکل فیزیکی ان تشابه زیادی با زیج منیژه دارد

 

تپه سراب (قلعه نوشیروان):

تپه سراب در روستای سراب زهاب در 12 کیلومتری سرپلذهاب قرار دارد در بالای تپه بقایای برج مربع شکلی دیده میشود این برج از برج نو شیروان که به قلعه نو شیروان شهرت یافته کوچکتر است و ابعاد ان 20/20 متر و ضخامت دیوارش حدود 100 سانتی متر است

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 2:35 | سه شنبه سوم دی 1387 •

قلعه منیژه و حوض منیژه

قلعه منیژه:

قلعه منیژه در 2 کیلو متری جاده سرپلذهاب – دیره و در خروجی شهر سرپلذهاب به طرف گیلانغرب واقع شده است وسط این قلعه اکنون زیر کشت است در ضلع جنوبی ان که تقریبا 80 متر از جاده دیره فاصله دارد بنایی دیده میشود که به معابد اتشگاهها شباهت دار . این بنا دارای اتاقی مربع شکل است که ظاهرآ محل اصلی اتشگاه بوده و به وسیله اتاقهای مستطیل شکل دیگر محصور شده است .اتاقهای مستطیل با تاق گهواره ای ساخته شده اند در جدار داخلی اتاقها گذشته از قلوه سنگ از اجرهای به ابعاد 7*38*38 سانتی متر استفاده شده که به شکل عمودی کنار هم تا ابتدای تاق قرار گرفته اند در مورد تاریخ این بنا به احتمال بسیار زیاد مربوط به دوره ساسانیان می باشد.

 

حوض منیژه:

در شمال غربی قلعه منیژه و روستای زعفران قرار دارد. در نزدیکی ان فرورفتگی منظمی به ابعاد 70*50 متر دیده میشود احتمالا اینجا را برای ذخیره اب ساخته اند از این رو ساکنان محل ان را حوض منیژه می نامند

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 3:5 | یکشنبه یکم دی 1387 •

امام عباس (در عباس)

امام عباس (در عباس)

این مکان در دهستان پاطاق قرار دارد و راه ان از وسط روستای گاوچالی و فولادی پاطاق میگذرد در بین مردم دارای تقدس و احترام مذهبی خاصی است با نام در عباس و امام عباس معروف است در ان محل اطاقکی نیز وجود دارد ولی اثر از قبر و ارامگاه در ان نیست میحط ان نیز دارای طبیعتی بسیار زیبا و جنگلی جذاب است که تا اواخر اردیبهشت بسیار پر تردد می باشد این مکان یکی از جاذبه های طبیعی و توریستی شهرستان سرپلذهاب است

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 10:27 | شنبه سی ام آذر 1387 •

قلعه گبری (گوری) و برج ولاش

قلعه گبری (گوری):

در داخل شهر سرپلذهاب کنار رود الوند قلعه ای متعلق به ساسانیان وجود دارد که با توجه به گمانه زنی های که در مرداد سال 1368 توسط هیئت باستان شناسی از این محل به عمل امد مشخص گردید که شهر حلوان در این منطقه بوده و بر اثر زلزله در زیر خاک مدفون گردیده در این محل دیوارهای سنگی ساختمان و حمام کاملا مشخص است عده ای دیگر بنای این قلعه را متعلق به دوره اشکانیان میدانند و عقیده دارند این قلعه قبرستان اشکانیان بوده این قلعه از روبه روی حرم احمد ابن اسحاق تا پل خیابانی که نرسیده به محله کد خدا شکر به طرف قصرشیرین میرود امتداد دارد.

 

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 2:51 | چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 •

کاروانسرای سرپلذهاب

کاروانسرای سرپلذهاب :

در اسناد تاریخی مورخی و همچنین در سفر نامه های بعضی از صیاحان و جهانگردان و پادشاهان به وجود کاروانسراهای در سرپلذهاب اشاره شده که امروزی از مکان و باقیمانده ان خبری نیست اما با توجه به این اشارات احتمال وجود و کاروانسرا یکی در پایه گردنه پاطاق و یکی در داخل شهر سرپلذهاب امروزی بوده است سدید السلطنه مینابی بندرعباسی در سفرش به عتبات عالیات در سال 1314-1316 ه ق در سفرنامه اش ذکر میکند کاروانسرایی در سرپل ذهاب وجود و قورخانه محکمی دولت ایران بنا کرده است و چهار عراده توپ سوزنی و یک دست سرباز همیشه در انجا اساخلو میباشند ((اوژن اوبن)) سفیر فرانسه در ایران در کتاب ایران امروز در سال 1906 مینویسد : سرپلذهاب در دو سوی رودخانه ای قرار گرفته و بر روی ان یک پل قدیمی زده اند چادرها ، سیا پناهگاهایی  با پرچین حصیری ، کاروانسرای ایران ، چند زاعه گلی ، یک سرویتان ، جمعا 40 خانه مجموع موجودی سرپل از اثار ابادانی را تشکیل میداد . کاروانسرای شاه عباسی نیز بطور کلی ویران شده و مکان ان به مدرسه ای تبدیل شده که در ابتدای محله شاه عباسی وجود دارد در مورد کاروانسرای پاطاق هم ناصرالدین شاه در خاطراتش در حین سفر به کربلا به ان اشاره کرده و اورده رسیدیم به ابادی و ده و کاروانسرای میان طاق که بنای کارونسرا از محمد علی میرزای مرحوم است خانوار به قدر شش خانه اینجا هست.

 

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 17:12 | جمعه بیست و دوم آذر 1387 •

روستاها ، پستی ها و بلندی ها

روستاهای سرپلذهاب

دهستان حومه :

قره بلاغ اعظم – شهرک زراعی قرع بلاغ – قره بلاغ شیخمراد – قراویز – بابا اسکندر – هنیدر ابراهیم خان – هنیدر مفروضه – ریخک علیا – ریخک سفلی – جوب خاتون (خاتونه) – اب باریک – زیلوه – زرین جو – سرابگرم – میان میل – زعفران – پاونار – عسکر خانی – بازگیر – کلینه قنبر – مجید قلعه پرور – زرین جوب – سرابله – کلاشی دارویس – مجتمع دستک – دستک سفلی – گلم کبود علیا و سفلی – میرمیرو – حواس احمدی – مله کبود – شمشیره داره رشید – میانکل – رشید عباس – بریموند – قله رشید اقا – پس پس – دماغ سفید – دول الیاس – زله رش – ناوه فره – سلمان تپه – قورچی باشی - کانی عزیز – پیران – کوئیک حاجی شکر

دهستان بشیوه و پاطاق :

پاطاق – رفیع – فولادی و گاوچالی – کوهالی – کوسه ها – محمد علی قرگه – بزره لک – مهکی ناصر – حبیب وند – میان کبود قاسم – پنچستون – جلالوند سفلی – جلالوند علینا – بلوان – کلاهمال – ریزوند علی اکبر – رضا لک – ایینه – چالگه – پل ماهیت – ریزوند نجف – پله بید – مهکی امین

دهستان قلعه شاهین :

اسیاب قرمز – کل داوود – انزل – ترکویس – شیخ حسن – قلعه گلینه – داربلوط- دوارده امام – کاسرا – تنگ اسماعیل خان – لواسانی – داره کنار – کلاوه – سراب قلعه شاهین – نقاره کوب – گنجوره – سر باغ گلین – نجار گلین – امامیه سفلی – امامیه علیا – قلعه سفید علیا – قلعه سفید سفلی- دولنگان علیا - دولنگان سفلی – تپه عظیمه – دارتوت – عثمان – نودیه – مشکنار – مصطفی – قیطگ

دهستان دشت ذهاب :

کوئیک حسن – کوئیک مجید – کوئیک عزیز – کوئیک حاتمی – قلعه واری – قلعه بهادری – نو شیروان – الیاسی خلیفه حسن- الیاسی دو پائیزه – تپانی – بی بیانی – مله دیزگه – سراب ذهاب – کلاشی شاه طوطیا – قلخانچک شاه طوطیا – قلمه زهاب – تنگ حمام – بیشکان – تپه ماران – تپه داراب خان – برق و باران – برق و باران سفلی – طایشه ای – مجریلان – صالح کوچری- گوشکری نامدار – جابری – کلاره – نادری – اکبر اباد

دهستان پشت تنگ زهاب :

بزمیراباد – رمکی – حسن سلیمان – میولی شیر خان – میولی داراب – سرزل – دیوگه – کفرو سلمان – جوانمیری – دنگی علی بگ – بان اواره – دنگی عباس – سراواره والی نجفی – انجیر بان اواره – داره رش – ده سفید – بانی هوان – جنان – الیاسی احمد – الیاسی صالح مطاع – الیاسی بانی هوان – الیاسی باریکه ون – الیاسی کریم – الیاسی عبدالله – مر شاعر - مله رولان – پیر میکائیل – سسگخلوتی – طلسم شهباز – قالاو دره – کرکوله مراد علی – قلعه کوه خسرو – مله کرمینه – دول دراز مراد- گوره جوب رشید – گوری زرد الهی – قلعه گل علی اقا – ور زرد طهماسب – فرایشه الله نظر

 

 

 

پستی ها و بلندی ها

 

منطقه سرپلذهاب که قسمت اعظم ان در ناحیه کوهستانی قرار گرفته دارای رشته کوههای بزرگ و کوچکی است که در مناطق شرقی ، شمالی و جنوبی بطور وسیعی گسترده شده اند که شامل تقسیم بندی های زیر میشوند :

1 – کوههای شمال شرقی : این کوهها از ارتفاعات پاطاق شروع میشود و در مسیری شمالی تا دشت زهاب امتداد دارد و بلند ترین قلعه ان شاله گوش است که 2920 متر ارتفاع دارد.

2- کوههای مرکزی : این رشته کوه دنباله کوههای نوا کوه در کرند غرب است که بین دهستان های پا طاق و قلعه شاهین در مسیری جنوبی به سمت غرب تمایل دارد

3- رشته کوه جنوبی : دنباله کوههای نوا کوه کرند است ولی در مسیری جنوبی که شامل کوههای مناطق قلعه شاهین و دیره میشود

4- رشته کوههای بازی دراز : این رشته کوه در جنوب غربی سرپلذهاب واقع است و به عنوان نقطه ای مشرک بین سرپلذهاب – قصر شیرین – و گیلانغرب قرار دارد

5 – رشته کوههای غرب : از حدود آبادی بابا اسکندر و قراویز شروع شده و به سوی شمال غربی امتداد یافته در حدود تنگ حمام و باباهادی بوسیله رود قوره تو قطع شده و سپس در جهت شمال امتداد یافته که کوه اهنگران نامیده میشود

6- کوه شاله گوش :در شمال دهستان پا طاق قرار دارد که حدود 2920 متر ارتفاع دارد

7- کمتی : از کوههای منطقه پا طاق است و 1220متر ارتفاع دارد

8- باریکه ون :مرز زمینی دهستان ذهاب پشت تنگه قرار دارد و 1595 متر ارتفاع دارد بلندترین قلعه ان شاه نشین نام دارد

10- گاومیشان: در دشت ذهاب واقع است 1068 متر ارتفاع دارد

11- دانه خشک : در غرب روستای عثمان قلعه شاهین واقع است و1364 متر ارتفاع دارد و مرز طبیعی دهستان های قلعه شاهین و دیره را تشکیل میدهد

12- بازی دراز : که در اصل نامش بازو دراز است این رشته کوه در جنوب غربی سرپلذهاب واقع است  و از ارتفاعات بسیار مهم و استراتژیک در هنگام جنگ بود این رشته کوه دارای شش قله مرتفع است که شامل ارتفاع گچی با 1100 متر ارتفاع صخره ای با 1100 متر قله چهارم حدود 1050 متر قله بازی دراز 1150 متر و دوقله دیگر با ارتفاع 1008 و 1012 متر است

13- سه سر : ارتفاع بین قراویز و تنگ حمام به کوه سه سر موسوم است و ارتفاع 1494 متر است به صورت مثلث است که یک سر ان مله یعغوب و قراویز میرود و سر دیگر ان به گلم کبود و سر سوم ان به طرف باباهادی کشیده شده است

14- دالاهو : بلندترین کوه سرپلذهاب دالاهو است و معنایش جایگاه و اشیانه عقاب است قله ان پوشیده از برف و مشرف به جلگه بین النهرین ارتفاع ان حدود 1810 متر است دمرگان مینویسد دالاهو یا جبل زاگرس خیلی بلندتر از همه کوهاست قله ان پوشیده از برف است و از دور پیدا است و از عهد قدیم مشهور بوده است یکی از بلندی های دالاهو قله دارویز است این کوه از منطقه بزمیراباد شروع و تا مناطق شویل و دوشمیان قلعه زنجیر ادامه دارد

15 – اهنگران : منتهی به کوه بیشکان میشود مرز طبیعی بین ایران و عراق است که درمغرب روستای تنگ حمام و مجریلان قرار دارد و گردنه معروف ان (ماین ، مل شکیا) است

16- کوه سیاوانه : در منطقه قلخانی در جنوب غربی دشت لیل و بیامه – براوند و کنهر و در شمال شرقی دالاهو است

17 – کوه پاتیر (بادیر): در ابتدای روستای میانکل سابق و خیابان معلم فعلی واقع است این کوه باستانی قدیمی ترین اثار باستانی و کتیبه ها را در خود جای داده است اهمیت و شهرت این کوه بیشتر به خاطر سابقه بسیار کهن و باستانی ان است تا جایی که نارام سین در 2400 سال قبل از میلاد در کتیبه اش از این کوه نام برده است

18 – کوه گاری : در شمال جگیران است و سرچشمه رود هواسان است و 1100 متر ارتفاع دارد

19- کوه برز : در دهستان قلعه شاهین و پاطاق واقع شده است و ارتفاعش 1900 متر است این کوه از سرپلذهاب شروع و تا 18 کیلومتر به طرف جنوب شرقی کشیده شده و بعد در جهت شمال بطرف شمال شرقی تا پاطاق ادامه میابد

20- کوه بان زرده : این کوه در شمال روستای مله کبود در دهستان ذهاب قرار دارد و ارتفاع ان حدود 1350 متر است و از طرف شرق به رشته کوههای دالاهو میپیوندد

21- کوه بمو : رشته کوه بمو در نوار مرزی ایران و عراق است که از ارتفاعات بسیار مهم و استراتژیک منطقه است این رشته کوه در زمان جنگ از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بوده این رشته کوه قسمت بیشتر ان شامل قله های (شاه خیشک)(زمنا کو)(بردکان)(شاخ شمیران) در عراق واقع است و بلندترین قله ان در ایران 1847 متر ارتفاع دارد سد معروف دربندی خان بین دو ارتفاع (زمنا کوه) و (قاشتی) بر روی رود دیاله در عراق بنا شده است بمو به معنای مغرور و متکبر است که به تخته سنگهای بزرگ عمودی ، دیواره ها و پرتگاهای ان گفته میشود

22- کوه شاهان : در شرق روستای میر حصار به ارتفاع 2546 متر واقع شده است و از کوههای مرتفع سرپلذهاب است این کوه سرچشمه رودهای جگیران و ابزرشک است

23- چناره : در روستای پشت تنگ ذهاب قرار دارد و تقریبا در شرق روستای چناره بالا واقع است

24- میش

25- زنگین : در دشت ذهاب واقع و در شمال شرقی روستای مله دیزگه قرار دارد اصطلاح محلی ان میه رنگین است چون چراگاه بسیار خوبی داشته و گوسفندانی که از این چراگاه استفاده میکردند همیشه خوش پشم و زیبا و چاق بوده اند به این مشهور شده است

26- چالاب زنگنه : بعد از مله دیزگه بین بمو و مله دیزگه واقع است

27- کوه بزنیان : در دشت ذهاب و در شمال غربی روستای بشگان واقع است و ارتفاع 1050 متر است به علت داشتن بز کوهی زیاد به این اسم معروف شده است

28- بیشگان : در دشت ذهاب و نزدیک به مرز ایران و عراق است

29 – کوه قراویز : در دهستان دشت ذهاب و در غرب روستای قراویز واقع شده است و ارتفاعش 820 متر است رود قوره تو در دامنه شمالی این کوه وارد مرز ایران و عراق شده و جاده اصلی سرپل به قصرشیرین از دامنه جنوبی ان میگذرد

30 – باغ کوه : این کوه در دشت ذهاب و مغرب روستای مله دیزگه واقع است و در شمال روستای قلمه – قلخان چک – کلاشی و شاطیوطا واقع است

31- پالان : در منطقه قلخانی واقع است و چون به شکل پالان اسب است به این اسم موصوم است

32 – مراد خانی: در دهستان جگیران واقع است

۳۳-کوه گره : در شمال روستای مله دیزگه است

34 – تپه ریش درویش : در دشت ذهاب واقع است

35- تیله کوه : در دشت ذهاب و غرب روستای سر قلعه قرار دارد

36 – تپه داراب خان : در دشت ذهاب واقع است و قسمتی از مرز ایران و عراق را تشکیل میدهد

37 – زنگولیان : در نزدیک روستای میان کبود واقع است ناصرالدین شاه در سفرش به عتبات عالیات از این کوه نام میبرد در اصلاح محلی زنگه لیان نامیده میشود

 

38 – رشته کوههای دالاهو : از منطقه باباجانی شروع و پس از عبور از شمال شرقی پشت تنگ ذهاب امتداد یافته و حاکم نشین گوران قلعه زنجیری در دامنه غربی ان واقع است دهستان بان زرده و بابا یادگار در طرف غرب ان قرار دارند . در امتداد خود منطقه بیونیج را در بر میگیرد و پس از عبور از جنوب گهواره و توت شامی مرز بین منطقه گوران و کرند می باشد

 

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 14:21 | دوشنبه هجدهم آذر 1387 •

نقش برجسته دوره اشکانی

نقش برجسته دوره اشکانی:

نقش برجسته دوره اشکانی

 

برای دیدن این نقوش باید کمی تلاش کنید. از میان شهر باید بگذرید و از خیابانهای تو در تو و بدون اسم سراغ "میان کل" و یا در اصطلاح محلی "ناو کل" را بگیرید. البته تنگه بین این دو کوه از همه جای شهر کوچک سرپل ذهاب دیده می شود. رودخانه ای شهر نیز می تواند راهنمای خوبی باشد. برخلاف جهت رودخانه حرکت کنید تا به میان تنگه برسید. پیاده طی کردن این مسیر هم خالی از لطف نیست. شهر کوچک است و از مرکز شهر که به اسم "چهار راه احمد بن اسحاق" یا "چهار راه میر احمد" شناخته می شود تا کنار نقوش کمتر از یک ربع ساعت طول می کشد. برای دیدن نقوش سمت چپ، قسمت انتهایی کوه سمت چپ را دور زده و سعی کنید از همان پایین و روی جاده نقش را بیابید. دو نقش در دو طرف کوه و تقریبا به صورت قرینه نسبت به هم قرار گرفته اند

 

موقعیت سنگ برجسته آنوبانی نی و سنگ برجسته اشکانی

اين نقش برجسته تصويري از آنوباني‌ني‌، الهه "ني‌ني" و 9 اسير است. سطحي كه نقش بر آن حجاري شده به دو قسمت تقسيم شده در قسمت بالا و سمت چپ "آنوباني‌ني" كه پاي چپ خود را روي سينه اسيري نهاده ، قرار دارد. او در دست چپ كه روي سينه نهاده كمان و نيزه‌اي و در دست راست تبري دارد. نيم‌تنه شاه برهنه است و دامني از كمر تا زانو او را مي‌پوشاند. كمربندي با تزئين ويژه اين دامن را نگه ‌مي‌دارد. آنوباني‌ني كفش‌هاي بندي به پا دارد. در زير پاي چپ او اسيري قرار دارد كه يك حلقه بيني و دست راست او را به هم گره زده است. شست چپ پاي الهه ني‌ني از ميان اين حلقه رد شده‌است. الهه با پيراهني مطبق (طبقه‌طبقه) كه شانه راست او را نمي‌پوشاند در مقابل پادشاه ايستاده‌ و با دست راست حلقه‌اي را رو به شاه گرفته است. در دست چپ نيز نيزه‌اي فلزي دارد. اين نيزه از بيني دو اسير پشت سر او گذشته است. تمامي اسيران نقش آنانوباني‌ني برهنه هستند و تنها يكي از آن‌ها كلاه بر سر دارد. آرايش موي اين اسير با بقيه اسيران متفاوت است.
در زير پاي الهه و دو اسير پشت سر وي کتيبه اي به زبان اکدي بدین مضمون نوشته شده است:
“آنوباني ني پادشاه لولو بوم تصوير خويش و تصوير ني ني را بر کوه بادير نقش کرد. آن کس که اين لوح را محو کند به نفرين و لعنت آنو، آنونوم، بل، بليت، رامان، ايشتار، سين و شمش گرفتار باد و نسل او بر باد رواد”. به دليل شباهت زياد، بسياري اعتقاد دارند كه داريوش كتيبه بیستون را با الهام از آنوباني‌ني بر دل كوه بیستون حك كرد. هر دو نقش در يك شاهراه ارتباطي باستاني قرار دارند. اين شاهراه پس از گذر از بیستون،طاق گرا را پشت سر مي‌گذارد، ازسرپلذهاب محل نقش آنوباني‌ني مي‌گذرد و به بين‌النهرين مي‌پيوندد. همچنين در هر دو نقش پادشاهان فاتح تجسم شده‌اند و هر دو تير و كمان دارند. تعداد اسيران در هر دو نقش 9 نفر هستند. البته بعد‌ها آخرين پادشاه سكاها تصوير خود را روي كتيبه بيستون نقش مي‌كند.در هر دو نقش قد اسيران از قد پادشاهان كوتاهتر است. هر دو پادشاه پا روي سينه يكي از اسيران گذاشته‌اند. در هر دو نقش دست اسيران از پشت بسته شده و قدرت پادشاهان به توجه و توفيق خدايان بستگي دارد. در هر دو نقش الهه‌ها نقش نماينده خدا را دارند كه حلقه قدرت را به پادشاهان مي‌دهند. البته تفاوت هایی مابین این دو اثر نیز وجود دارد. برخلاف كتيبه بیستون، در نقش آنوباني‌ني از ملازمان خبري نيست. همچنين در كتيبه بیستون اسرا در يك صف قرار دارند اما در نقش برجسته پادشاه لولوبي‌ اسرا در دو صف نقش شده‌اند. در آنوباني‌ني همه اسرا برهنه‌اند اما در كتيبه بیستون همه لباس به تن دارند. در نقش آنوبانی نی، ايشتار اسرا و دشمنان پادشاه را خود به دست پادشاه مي‌دهد اما در بیستون فروهر هيچ نقشي ندارد و تنها در بالاي نقش حك شده است.
علاوه بر نقش ذکر شده، در سمت چپ رودخانه بر روی کوه دیگری در فاصله حدود 100 متری نقش دیگری وجود دارد که البته به دلیل شرایط نامساعد جوی برجستگی آن تا حد زیادی از بین رفته و در شرایط نوری خاص و با دقت فراوان می توان آنرا دید. این نقش نیز در ارتفاع و در نقطه ای صعب العبور قرار دارد. در اين نقش، تصوير دو نفر ديده مي شود. نفر سمت چپ مردي را با مشخصات آنوباني ني به حالت ايستاده و به صورت نيم رخ نشان مي دهد. وي کلاه نمدي بر سر، لباس کوتاه مطبقي بر تن، سلاحي در دست راست و کماني در دست چپ دارد و پاي چپ خود را بر روي سينه اسيري نهاده است. در مقابل او نيز رب النوعي به حالت ايستاده حجاري شده است. اين الهه نيز کلاه بزرگي بر سر و پيراهني تا مچ پا بر تن دارد. وي در حال اهداء حلقه سلطنتي به شخصيت مقابل خود است. در حدفاصل اين دو شخصيت، دايره اي نقش شده که در داخل آن ستاره اي چهار پر ديده مي شود.

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 2:29 | جمعه بیست و چهارم آبان 1387 •

مقبره بابایادگار و آبشار پیران و منطقه تفریحی ريجاب

مقبره بابایادگار:

بابایادگار

                                               

بابایادگار در فاصله حدود 40 کیلومتری سرپلذهاب و بر امتداد جاده ریجاب قرار دارد. جاده ریجاب حدود 15 کلیلومتری جاده سرپل ذهاب به کرمانشاه جدا شده و به سمت دهستان های سرسبز و خوش آب و هوای ریجاب می رود. قسمتی از جاده مذکور آسفالته بوده و مابقی راهی نه چندان مناسب است. بابایادگار در آخرین نقطه از این جاده قرار دارد و برای رسیدن به مقبره و قسمت های تفریحی باید دقایقی پیاده راه را طی نمود. علاوه بر مقبره، درختان کهنسال و سر به فلک کشیده و چشمه های جوشان از جمله دیدنی های منطقه هستند. وزش یک نسیم خنک در گرمای طاقت فرسای سرپل ذهاب بهترین هدیه ای است که بابایادگار به میهمانان خود می تواند بدهد.

 

آبشار پیران( طبيعي ) :

 

این آبشار هم در نزدیکی سرپلذهاب واقع است و بعد از 9 کیلومتر رانندگی و حدود یک ربع پیاده روی به محدود زیبایی که آبشار نیز در آن واقع شده رسید .با توجه به اينكه با فاصله كم اين روستا با سرپلذهاب آب و هواي اين روستا با سرپلذهاب بسيار متفاوت است .

 

منطقه تفریحی ريجاب :

 

ریژاو، ریژاب یا ریجاب؛ نام یکی از دهستان های دیدنی شهرستان  دالاهو است که به دلیل وجود مناظر بدیع طبیعی و آب و هوای دلپذیر از شهرت بسیاری در منطقه برخوردار است. وجود باغ های پر میوه با انواع درختان سرسبز و وسعت چشمگیر آنها هر بیننده ای را مجذوب خود می کند. علاوه بر طبیعت سرسبز؛ وجود اماکن متبرکه (برای مردم اهل حق) در روستاهای این دهستان و از همه مهمتر وجود  بابایادگاردر آن، به این منطقه اهمیت ویژه ای داده است.
این دهستان در مسیر کرند به سرپلذهاب قرار دارد که از طریق جاده ای فرعی حدودآ 15 کیلومتر قبل از  سرپلذهاب قابل دسترسی است

 

 

گور دخمه نشلین ( تاريخي ):

از جمله آثار تاریخی در این منطقه گور دخمه ای است که در 24 کیلومتری جاده سرپل ذهاب به دیره بین روستای گلین و نشلین قرار گرفته و علی رقم سادگی بسیار یزرگ است . این گوردخمه دهانه ای مستطیل شکل دارد که روی ان به سمت شمال است . ابعاد این گور دخمه شامل 50/6 متر 20/3 متر عمق و 15/2 متر ارتفاع دارد.

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 14:59 | پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 •

آستان مقدس احمد بن اسحاق و مسجد عبدالله بن عمر

آستان مقدس احمد بن اسحاق:                                                           

یکی دیگر از آثار دیدنی سرپلذهاب، آستان مقدس احمد بن اسحاق است که تقریبا در مرکز شهر قرار دارد و مهمترین زیارتگاه این شهر به حساب می آید. ساختمان قدیمی این بنا در اثر جنگ ویران شد و هم اکنون بارگاهی باشکوه و متناسب با شخصیت آن بزرگوار برپا شده است.صحن زیبای حرم که در قسمت شرقی آن قرار دارد با درختان زیبای اکالیپتوس در اعیاد مذهبی به عنوان مصلی استفاده می شود. درقسمت دیگری از صحن و اطراف آن قبرستان شهر قرار دارد.
احمد بن اسحاق اشعری قمی، وکیل امام حسن عسکری علیه السلام در قم بود. مسجد امام حسن عسکری علیه السلام در قم (در چهار راه بازار) به دست ایشان و به امر حضرت ساخته شده است. او از جمله کسانی است که امام قائم (عج) را در طول حیات پدر بزرگوارشان ملاقات کرده است. شیخ طوسی می گوید: “در دوران نیابت نوّاب خاصّه، عدّه ای مورد اعتماد و اطمینان بودند، که از سوی حضرت به وسیله ی نوّاب توقیعاتی برای آنها صادر می شد، یکی از آنها “احمد بن اسحاق” است.

مسجد عبدالله بن عمر :

 

در كتاب كرمانشاه باستان نويسنده ساخت اين بنا را به عبدالله بن عمر پسر خليفه دوم نسبت داده و قدمت آن را همزمان با دوران ساخت مسجد تاريخانه دامغان و حتي قديمي تر از آن دانسته است.

با ديدن چنين بنايي در اين ارتفاع و اين جاده صعب العبور با خود مي انديشيم كه ت معمار عاشق نباشد زير بار مسئوليت چنين بنايي نمي رود. و اگر مست نباشد نمي تواند چنين بار سنگيني را به دوش بكشد.

محل مسجد تداعي كننده يك آتشكده با شكوه است كه در دامنه كوهي با عظمت ساخته شده است و اولين چيزي كه با ديدنش به ياد مي آوريم جمله            هنري ديويد ترو از كتاب والدن است كه مي گويد:

« زهي ايراني پاك نهاد كه به علت شرح صدر و وسعت نگاه حاضر نشد هيچ ديواري دور خودش بكشد و معبدي بسازد. بلكه بلندترين قلل كوهها و آسمان آبي را معبد خويش كرد و بدين سان تمام زمين را مسجد خويش مي دانسته است».

اما اين همه ريتم، توازن، نور و عصمت غمگين اعصار آريايي اكنون در يك چهارديواري محبوس شده است. زنداني مستطيل شكل با ميله هايي از جنس قلوه سنگ.

بايد اقرار كرد كه شكل و رنگ مصالح بنا به حدي با محيط اطرافش هماهنگي و هارموني داشت كه تا فاصله چند ده متري از ميان درختان قابل تشخيص نبود و تداعي كننده آن جمله لويد رايت در معماري ارگانيك است كه سازه نايد روي تپه ساخته شود(   (on the hill بلكه بايد جزئي از تپه باشد ((of the hill

 

شكل ظاهري مسجد يك مكعب مستطيل را تداعي مي كند كه يك مناره در زاويه جنوب غربي در دوران اسلامي به آن اضافه گرديده و نماد هويت اين بنا به عنوان يك مسجد است. دسترسي به بالاي مناره از طريق پشت بام مسجد است . سبك معماري مناره شباهت به برجهاي خاموشي دارد با اين تفاوت كه به جاي سنگ از آجر براي نماي داخلي آن استفاده گرديده است. شكل ظاهري مناره همچنين يادآور چند تك بناي مناره در حوالي اصفهان است. اما درون مناره كه داراي 21 پله مثلثي شكل است كه با تمام كوچكي پله ها و محدوديت فضا در درون مناره، هنگام ورود به داخل آن  نوري كه از دريچه بالايي اين مناره مي تابد، انسان را به بالاتر هدايت مي كند. اين نور همان نور فره ايزدي و عظمت الهي است. نور جوهريت ايرانيان محسوب مي شود. ايرانيان معتقد بودند كه تمام عالم فقط نور است ، از كزم شب تاب تا خورشيد فقط نور را مي بينم و اين نور همان زيبايي و حضور لحظه به لحظه خداوند در تمام اجزاي زندگي ايرانيان از جمله بناهاي معماري است. بنابراين كاربري اين مكان مدت هاست كه ثابت باقي مانده چرا كه آتش پرستي هم در حقيقت پرستش نور است.به قول هنري ونداك ايرانيان به هيچ رو و در هيچ زماني آتش نمي پرستيدند بلكه آتش را در پيش روي خود به عنوان سمبلي از قبله باور داشتند.             

روزنه بالاي مناره نيز در جهت جنوب غربي است كه با رسيدن به بالاي مناره ديد در افق قبله دارد. با رسيدن به نقطه بالاي مناره و با تجسم شكل ساده و نوك تيز اين مناره اين اصل در عرفان تجلي پيدا مي كند كه تنها با داشتن دلي بي تزوير و به سادگي و بي ريايي چوب و سنگ است كه مي توان سيري سريع به سوي نور لايزال الهي داشت. اما مدخل مناره داراي طاق گهواره اي و نماي خارجي ـن ذر قسمت فوقاني با چوب و گچ تزئين شده است و شباهت زيادي به مناره ساربان در اصفهان دارد.

ورودي مسجد در ضلع غربي آن و زير يك سايبان كه با تير و چوب مسقف گرديده قرار دارد و اين سايبان بيش از آنكه موجب تأكيد به ورودي باشد در بنا را پنهان كرده است. در مسجد از چوب گردو كه به وفور در اطراف مسجد پيدا مي شود و در قالب قوسي شكل ساخته شده است.

با ورود به مسجد در سمت چپ در ورودي يك پلكان قرار دارد كه منتهي به يك نيم طبقه مي گردد اين نيم طبقه به عنوان نمازخانه زنانه مورد استفاده قرار مي گرفته است. اين نيم طبقه مانند سقف مسجد از تير و چوب و نرده هايي از جنس درخت گردو كه مصالح بوم آورد محسوب مي شود ساخته شده است.

فضاي داخلي مسجد از يك مستطيل 10×18 متر تشكيل شده است كه با دو رديف مجزاي تير و چوب (كه هر يك در حدود 50 تير دارد) مسقف گرديده است.كه به وسيله يك رديف ستون كه در بالاي آن الوارهاي ضخيم تراشيده شده اي قرار دارد به هم پيوند داده شده اند. شكل تداوم تيرها شكل زيبايي به سقف آن بخشيده هر چند كه در نگاه اول يكنواخت به نظر مي رسد اما زيبايي خاص خود را در همين سادگي متجلي كرده است.

در اين مسجد دو رديف ستون چهارتايي قرار دارد كه بيشتر جنبه نگهدارنده الوارو تيرها هستند و بيشتر بر استحكام بنا افزودهاند تا بر زيبايي آن. اين ستون ها با فاصله تقريبي 5/2 متر از همديگر قرار دارند كه رديف اول ستون ها كه نقش نگهدارنده نيم طبقه را بر عهده دارد با ستون هاي رديف دوم متفاوت اند. ستون هاي رديف اول از سه قسمت تشكيل شده اند:

قسمت اول: از كف مسجد تا ارتفاع 30 سانتي متري كه يك مكعب 83×83 سانتي متري است.

قسمت دوم: تا ارتفاع 2 متري به شكل استوانه و به محيط 190 سانتي متر

قسمت سوم: به شكل مكعب و با همان ابعاد 83×83 سانتي متر

به نظر مي رسد اگر اين دقت و تزئين كه در رديف ول به كار برده شده در رديف دوم مورد استفاده قرار مي گرفت جلوه بهتري پيدا مي نمود چرا كه  ستون هاي رديف دوم بيشتر در معرض ديد هستند. در ضلع جنوبي مسجد دو رديف پنجره در بالا و پايين تعبيه شده كه در رديف پايين چهار پنجره 130×90 سانتي متر و مستطيل شكل اند كه با سادگي و پلان مستطيلي مسجد هماهنگي دارد اما به نظر مي رسد اگر اين پنجره ها طاقي شكل بودند بهتر مي توانستند بر روحانيت فضا و هارموني با محراب كه آن هم در ضلع جنوبي است بيافزايد. در رديف دوم پنجره ها كه طاقي شكل اند و به ابعاد 100×50 سانتي متر هستند از نماي بيرون كاملاً با شكل فوقاني مناره مسجد هماهنگي دارد و قالب پنجره ها چوبي است كه به دقت تزئين شده و هنوز پا برجاست.

منبر و محراب مسجد از ملات گچ ساخته شده كه به صورت عنصري زائد جلوه مي كند و كاملاً مشخص است كه قدمت كمتري نسبت به مسجد دارد و بعداً به آن اضافه شده است. محراب و منبر داراي تزئينات گچ بري بوده كه با گذشت زمان دچار فرسايش شدهاند. منبر در اين مسجد پشت به محراب ساخته شده و چسبيده به ديوار ضلع جنوبي است كه در نوع خود در بين مساجد ديگر بديع مي نمايد. يكي از علل اتصال منبر به ديوار و پشت به محراب بودن آن شايد به اين منظور بوده كه پله هاي منبر فضاي كوچك درون مسجد را محدود نكنند.

اين مسجد به مرور زمان 90 درصد تخريب و غير قابل استفاده شده بود كه توسط ميراث فرهنگي در سال 1370 بازسازي شد.

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 14:55 | شنبه هجدهم آبان 1387 •

دکان داود ، طاق گرا

 

دکان داود :

                                             

اين گوردخمه در سه كيلومتري جنوب شرقي سرپلذهاب در ابتداي جاده انزل و در فاصله حدود 100 متری از جاده اصلی کرمانشاه به سرپلذهاب واقع شده كه در ميان اهالي محل به كل داوود (کل داو) و دكان داوود شهرت يافته است. از مكان هايي است كه نزد طوايف اهل حق متبرك بوده و در بعضي از اوقات سال در آنجا جهت انجام مراسم مذهبي اجتماع مي كنند. اين مقبره همانند گوردخمه بزرگ دربند صحنه ، داراي ايواني در جلو مي‌باشد كه طول آن در جلو 60/9 متر و در قسمت عقب 32/7 متر مي باشد . عرض آن 95/1 متر و ارتفاع آن نيز 60/2 متر است . اطراف ايوان به وسيله قاب هايي تزئين شده است . در دو طرف ورودي مقبره بقاياي دو ستون ديده مي شود كه بدنه ستون‌ها به مرور زمان از بين رفته و تنها پايه ها و سرستون ها باقي مانده است . پايه ستون ها مربع شكل مي باشند . در ديوار عقبي اين ايوان ورودي به عرض 1 متر و ارتفاع 5/1 متر وجود دارد كه به اتاقي به طول 83/2 متر ، عرض 31/2 متر و ارتفاع 18/2 متر منتهي مي شود . در بدنه ديوارهاي اين اتاق 5 تاقچه جهت قرار دادن نذورات كنده شده است. همچنين در نيمه سمت چپ كف اتاق، قبري بيضي شكل به عمق 70 سانتي متر كنده شده است . سقف اين اتاق داراي تاقي هلالي است ولي سقف ايوان جلو اتاق، مسطح مي‌باشد.در فاصله 8 متري زير اين گوردخمه ، قاب مستطيل شكلي بر روي يك قابي قديمي تر تراشيده شده است . در داخل قاب جديد شخصيتي به حالت تمام قد با صورتي نيم رخ  حجاري شده است . اين شخص لباس بلندي برتن و كلاه لبه داري بر سر گذاشته كه قسمت پشت گردن و گوش هاي او را پوشانده است . همچنين در يك دست او برسمي ديده مي‌شود و دست ديگر را به حالت نيايش به طرف بالا نگه داشته است . زماني نيز تصور مي شد كه اين گوردخمه و نقش برجسته حجاري شده در زير آن متعلق به دوره ماد باشد ولي در پژوهش هاي اخير مشخص گرديد اين گوردخمه متعلق به دوره هخامنشي است و احتمالاً نقش برجسته حجاري شده در زير آن نيز مربوط به دوره سلوكي باشد. ظاهرا این دخمه، گور یکی از پادشاهان هخامنشی به نام ضحاک است که پادشاهی خونریز و سفاک بوده و در زمان حیات خود ظلم های بسیاری روا داشته است. نقش پایین گور مربوط به () نوه این پادشاه است که به جهت آمرزیده شدن روح پدربزرگ خویش دست دعا برداشته است.اين مکان در بين مردمان اهل حق بسيار مقدس ميباشد تا جايی که با پای برهنه روی سنگهای دامنه کوه قدم می نهند و نذورات خو را نيز در بعضی مواقع آنجا در بين مردم منطقه توزيع می کنند. در فاصله 8 متري زير اين گوردخمه ، قاب مستطيل شكلي بر روي يك قابي قديمي تر تراشيده شده است . در داخل قاب جديد شخصيتي به حالت تمام قد با صورتي نيم رخ  حجاري شده است . اين شخص لباس بلندي برتن و كلاه لبه داري بر سر گذاشته كه قسمت پشت گردن و گوش هاي او را پوشانده است . همچنين در يك دست او برسمي ديده مي‌شود و دست ديگر را به حالت نيايش به طرف بالا نگه داشته است . زماني نيز تصور مي شد كه اين گوردخمه و نقش برجسته حجاري شده در زير آن متعلق به دوره ماد باشد ولي در پژوهش هاي اخير مشخص گرديد اين گوردخمه متعلق به دوره هخامنشي است و احتمالاً نقش برجسته حجاري شده در زير آن نيز مربوط به دوره سلوكي باشد .

 

طاق گرا:

 

بناي طاق گرا یا طاق شیرین در گردنه پاتاق بر سر راه کرمانشاه به سرپلذهاب و در 15 کیلومتری سرپلذهاب در كنار راه باستاني سنگفرشي بنا شده كه فلات ايران را به بين النهرين ارتباط مي داده است. به علت تغيير مسير، اين راه و بناي تاق گرا اكنون در شيب هاي پائين جاده آسفالته قرار گرفته است. از نظر معماري، بناي تاق‌گرا، فضاي ايوان مانندي است كه تماماً از سنگ ساخته شده است.
اين بناي مستطيل شكل به ابعاد 86/4*70/7 متر است كه ورودي آن به طرف جنوب و مشرف بر جاده سنگفرش باستاني است. از لحاظ ساختاري، اين بنا به وسيله بلوك هاي سنگي ساخته شده است كه به صورت مكعب مستطيل تراشيده شده اند. مصالح داخلي ديوارها نيز از لاشه سنگ و ملاط گچ است.
ديوارهاي جناحين اين بنا تا حدودي بلندتر ساخته شده اند تا بتوانند سقف تاق را كاملاً مسطح نمايند. ارتفاع كف بنا از سطح زمين 20/1 متر و ارتفاع از كف تا لبه قوس 92/5 متر و از لبه قوس تا زير گيلويي اول 20/1 متر است. همچنين بلندي افريز اول 60 سانتي متر است كه بر روي آن يك رديف بلوك سنگي ساده به بلندي 45 سانتي متر قرار گرفته است. بر روي اين بخش، سنگ هاي تزئيني افريز دوم قرار دارد. همچنين در بالاترين بخش بر روي لبه بام بنا، يك رديف كنگره به ارتفاع 92 سانتي متر قرار گرفته است. بنابراين ارتفاع بنا از سطح زمين تا بالاترين نقطه 7/11 متر است. همچنين عرض دهانه طاق 10/4 متر و عمق آن 10/3 متر مي باشد . ديوارهاي داخلي اين بنا به وسيله نقوش هندسي حجاري شده است .
در مورد زمان ساخت اين بنا اختلاف نظرهايي وجود دارد برخي آن را به دوره اشكاني و برخي ديگر آن را به دوره ساسانی نسبت ميدهند. اما آنطور که از مدارک باستانشناسی به دست آمده ظاهرا این بنا در اواخر دوره ساسانی و احتمالا زمان حکومت خسرو دوم (628-590م) ساخته شده است. اگرچه تاکنون کارکرد واقعی این بنا مشخص نشده، اما برای آن کارکردهای متفاوتی از جمله "یادگار احداث راه کاروانرو"، "توقف گاه موکب شاهی"، "اریکه سلطنتی"، "پاسگاه مرزی" و "بنای یادبودی از پیروزی" ذکر کرده اند.
برای دیدن این اثر، حدود 200 متر بعد از ایست بازرسی معروف پاطاق وارد جاده فرعی در سمت چپ جاده اصلی شده و پس از طی مسافتی حدود 500 متر می توان به محل مورد نظر رسید. در صورتی که ماشین نداشتید، کمی بعد از ایست بازرسی، نزدیک جاده ریجاب پیاده شوید و با احتیاط از سمت چپ جاده پایین بروید
اين گوردخمه در سه كيلومتري جنوب شرقي سرپذهاب در ابتداي جاده انزل و در فاصله حدود 100 متری از جاده اصلی کرمانشاه به سرپلذهاب واقع شده كه در ميان اهالي محل به كل داوود (کل داو) و دكان داوود شهرت يافته است. از مكان هايي است كه نزد طوايف اهل حق متبرك بوده و در بعضي از اوقات سال در آنجا جهت انجام مراسم مذهبي اجتماع مي كنند. اين مقبره همانند گوردخمه بزرگ دربند صحنه ، داراي ايواني در جلو مي‌باشد كه طول آن در جلو 60/9 متر و در قسمت عقب 32/7 متر مي باشد . عرض آن 95/1 متر و ارتفاع آن نيز 60/2 متر است . اطراف ايوان به وسيله قاب هايي تزئين شده است . در دو طرف ورودي مقبره بقاياي دو ستون ديده مي شود كه بدنه ستون‌ها به مرور زمان از بين رفته و تنها پايه ها و سرستون ها باقي مانده است . پايه ستون ها مربع شكل مي باشند . در ديوار عقبي اين ايوان ورودي به عرض 1 متر و ارتفاع 5/1 متر وجود دارد كه به اتاقي به طول 83/2 متر ، عرض 31/2 متر و ارتفاع 18/2 متر منتهي مي شود . در بدنه ديوارهاي اين اتاق 5 تاقچه جهت قرار دادن نذورات كنده شده است. همچنين در نيمه سمت چپ كف اتاق، قبري بيضي شكل به عمق 70 سانتي متر كنده شده است . سقف اين اتاق داراي تاقي هلالي است ولي سقف ايوان جلو اتاق، مسطح مي‌باشد.

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 15:2 | جمعه سوم آبان 1387 •

آنوبانی نی (تاریخی)

سنگ برجسته آنوبانی نی؛سرپلذهاب

انوبانی نی

 2800 سال قبل از ميلاد، شخصي سامي، موسوم به مانيشتو در اكد، پادشاه عيلام را به اسارت برد و مملكت او را باجگذار كرد. از اين به بعد اكد رو به ترقي رفت و سلاطين اكد، مملكت خود را توسعه دادند، چنانكه از طرف غرب تا شامات و از شرق تا كوه هاي زاگرس يا كرمانشاه امروزي امتداد دادند و آنو باني ني كه از سلاطين بزرگ اكد بود،‌ دستور داد نقش برجسته اي از خود بر روي كوه بادير(پاتیر) در ناحيه اي كه لولوبي نام داشت، حك نمايند تا اقوامي كه از اين شاهراه شرق به غرب عبور مي كردند، اقتدار اين پادشاه بزرگ اكد را ببينند، عملي كه احتمالاً‌ داريوش بزرگ صدها سال بعد، براي ساخت نقش برجسته بيستون از آن الهام گرفت.

نقش برجسته آنوباني‌ني اثري به جا مانده از "آنوباني‌ني" پادشاه "لولوبي‌ها" است. "لولوبي‌ها" از اقوام زاگرس نشين بوده و پيش از آريايي‌ها (پارس و ماد )، در چهارهزار و هشتصد سال پيش زندگي مي‌كردند. نقش برجسته آنوباني‌ني در 120 كيلومتري کرمانشاه و درسرپلذهاب و برصخره‌اي معروف به "ميان‌كل" قرار دارد.علاوه بر دو نقش شناخته شده، دو نقش برجسته دیگر توسط اهالی محل نشان داده شد که حکایت از غنای تاریخی منطقه و در عین حال ناشناخته بودن آن دارد. یکی از آثار بر روی کوه سمت راست و در ضلع شمالی کوه، در زیر غاری کوچک واقع شده و اثر دیگر بر روی کوه سمت چپ و در ضلع جنوبی آن حک شده است. البته این دو نقش برجسته نیز به سرنوشت هم نوعان خود دچار شده اند و فرسایش های طبیعی و غیر طبیعی باعث گردیده دیدن آنها به سختی امکان پذیر باشد. به هر حال در ادامه، محور صحبت بر روی نقش شناخته شده و معروف آنوبانی نی خواهد بود.
با توجه به شباهت بسيار بين نقش برجسته آنوبانی نی و كتيبه بیستون، مي‌توان مقدمات آن را براي ثبت در فهرست آثار جهاني به عنوان الحاقيه بیستون آماده كرد. اين نقش برجسته يكي ازقديمي‌ترين نقش برجسته‌هاي كشور است كه  ‌حداقل دو هزار سال از كتيبه داريوش قديمي‌تر است. این اثر در ارتفاع نسبتا زیادی از سطح زمین (حدودا 16 متر) و در منطقه ای دور از دسترس قرار دارد. همین عامل احتمالا مهمترین دلیل برای سالم ماندن آن در طول هزاران سال می باشد. جنگ تحمیلی در سالهای اخیر شاید بیشترین آسیب را در طول تاریخ به این اثر زده باشد. 30 درصد اين اثر بر اثر تركش‌هاي جنگ تحميلي عراق عليه ايران آسيب ديده است.


                                                                       

اطلاعات شهرستان سرپلذهاب

شهرستان : سرپل ذهاب

1-تعداد بخش:                                  

۱

2-تعداد دهستان :                           

۵

3-تعداد روستا:                            

۱۶۷

4-جمعیت شهری:                           

۳۴۸۱۹ نفر

5-جمعیت روستایی:                      

  ۱۹۵/۵۰نفر

6-تعداد روحانیون مستقر :             

 ۳ نفر

7-تعداد خانه عالم :                        

۲

8-تعداد مساجد شهری :                 

۴

9-تعداد مساجد روستایی :               

۳۷

10-تعداد هیأتهای مذهبی :

 ۲۸

11-تعداد مراکز قرآنی:                     

۱

12-کانون فرهنگی:                          

۲

!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 20:42 | شنبه بیست و هفتم مهر 1387 •