دهستان پاطاق

پاطاق (یا پاتاق ؛ در برخی منابع : پایْطاق / پایِطاق ) ، منطقه ای با اهمیتِ حساس نظامی در مغرب ایران و نیز نام سابق دهستان ، نام تنگ ، گردنه ، ده قدیمی و جایگاه یکی از آثار کم نظیر باستانی از عصرِ تمدن ایرانی پیش از اسلام . پاطاق در استان کرمانشاه ، بین شهرهای کِرند و سرپلِ زهاب واقع است و طی تاریخ ایران ، در سرنوشت جنگهای غرب کشور، اهمیت نظامی و جغرافیایی تعیین کننده ای داشته است .

دهستان سابق پاطاق (از 1372 ش : دهستانِ بِشیوه ـ پاطاق ؛ طبق سرشماری 1375 ش ، جمعیت 197 ، 7 تن ) در بخش مرکزی شهرستان سرپلِ زهاب قرار دارد. بشیوه ـ پاطاق از شمال و شمال غربی به دهستان حومة سرپل ، از جنوب و مغرب به دهستان قلعه شاهین و از مشرق به دهستان حومة کرند (در شهرستان اسلام آباد غرب ) محدود است . دارای 29 آبادی است و مرکز آن آبادی رِیزه وند نَجف (در ارتفاع 630 متری و 4 کیلومتری جنوب شرقی شهر سرپل زهاب ) و از آبادیهای قدیمی آن ده پاطاق ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) است (سازمان برنامه و بودجه استان کرمانشاه ، ص 23، 31؛ مرکز آمار ایران ، 1376 ش ب ، ص 1؛همو،1376 ش الف ، ص بیست ، 2،30؛ سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، ج 45، ص 42، 140).

رشته کوههای زاگرس * ، که برخی از پرابهت ترین تنگهای جهان را دارد (اُبرلَندر، ص 195)، به کوههای پاطاق هم معروف است (کیهان ، ج 1، ص 48؛ دایرة المعارف فارسی ، ذیل مادّه ). کوههای پاطاق با جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی ممتد است . تنگ پاطاق ، که حساسترین قسمت پاطاق است ، در شمال شرقی ده پاطاق واقع است . موقعیت حساس و وضع طبیعی تنگ در آثار بسیاری از نویسندگان تاریخ نظامی و سیاحان ایرانی و خارجی که از آن گذشته اند، وصف شده است (برای مثال رجوع کنید به بایندر، ص 390ـ391؛ اوبن ، ص 356؛ قائم مقامی ، ص 230 به بعد؛ اسلیم ، ص 182 به بعد).

گردنة پاطاق که از گذرگاههای صعب العبور منطقه است ، از تلاقی کوه نُوا/ نوح (مرتفعترین قله : 442 ، 2 متر) با کوههای دالاهو (مرتفعترین قله : 250 ، 2 متر) تشکیل شده است (سازمان برنامه و بودجه استان کرمانشاه ، ص 6). اختلاف ارتفاع رأس گردنه با شهر قصرشیرین حدود 320 ، 1 متر است (مورگان ، ج 2، ص 75). همین اختلاف ارتفاع در مسافتی کم و صعب العبور، ارزش نظامی خاصی به تنگ و گردنة پاطاق بخشیده است ( رجوع کنید به علی رزم آرا، ص 40ـ41، نیز جدول ضمیمة ش 1). به گردنة پاطاق «دروازة آسیا»، «دروازة زاگرس » و «عقبة حُلوان » نیز گفته شده است (اشمیت ، ص 18؛ کریمی ، ص 180).

رود الوند (در منابع قدیمی : آبِ حلوان ) از ارتفاعات 900 ، 1 متری پاطاق سرچشمه می گیرد و به دجله می ریزد (مورگان ، همانجا). به نوشتة حمدالله مستوفی (ص 219)، شعبة دوم رود نهروان از گریوة (گردنة ) طاقِ گَرا ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) در پاطاق سرچشمه می گیرد. از رودی که بخشی از شهرستان سرپل زهاب را آبیاری می کند و از بشیوه می گذرد، با نام رود پاطاق یاد شده است (مفخّم پایان ، ذیل مادّه ).

ده قدیمی پاطاق (جمعیت در 1375 ش ، 372 تن ) در قسمت تنگ پاطاق در فاصلة چهارده کیلومتری جنوب شرقی شهر سرپل زهاب ، کنار رود چم ماهیه واقع است . راه اصلی کرمانشاه ـ قصرشیرین ، که یکی از قدیمترین راههای بازرگانی کشور نیز هست ، از جانب شمالی ده پاطاق می گذرد. مصالح بازماندة بنایی باستانی ، چند اتاق نسبتاً سالم و طاقهای گهواره ای نزدیک ده پاطاق ، و نوع استفاده از قلوه سنگ و ملاط در این بنا، شباهت آشکاری با مصالح و اسلوبهای معماری عصر ساسانی ، بویژه در منطقة غرب ، دارد ( کرمانشاهان باستان ، ص 96). دکان داوود/ کل داوود و آثار دیگری که قدمت آنها را به عصر پیش از تاریخ ایران ، مادها، اشکانیان و ساسانیان نسبت می دهند، نزدیک ده پاطاق است (کریمی ، همانجا؛ مشکوتی ، ص 162). ده پاطاق دارای دو زیارتگاه به نامهای پنجه علی و مزار حضرت عباس است (سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح ، ج 45، ص 42).

راهی که از پاطاق می گذرد (راه اصلی و فعلی کرمانشاه ـ قصرشیرین )، از دیرینه ترین ایام محل عبور مسافر، کالا، قشون و ادوات نظامی میان مراکز جمعیتی و کانونهای فعالیت اقتصادی در دشتهای فلات ایران و مراکز واقع در جلگة بین النهرین بوده است . قدمت این راه را با قطعیت و دقت نمی توان تعیین کرد. احتمال دارد که از عصر نوسنگی از این راه استفاده شده باشد، اما به طور قطع از حدود هزارة سوم ق م از آن استفادة بازرگانی و نظامی می شده است (دیاکونوف ، ص 87). شهر باستانی حلوان ، که از عصر آشوریان در مرز طبیعی دو پادشاهی ماد و بابِل قرار گرفته بود، با شهر کهنسال هگمتانه و شهرهای دیگر فلات ایران ، از همین راه داد و ستد بازرگانی داشت . حلوان * ، نزدیک یکی از گذرگاههای زاگرس به نام عقبة حلوان ] = تنگة پاطاق [ بنا شده بود ( د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «حلوان »). در عصر هخامنشیان ، کاروانیان و سپاهیان از این راه عبور می کردند. به گزارش آریانوس / آریان ، اسکندر مقدونی پس از تصرف بابل ، با عده ای از سپاهیان خود، به سوی جنوب رفت و پس از بیست روز به شوش رسید، اما عدة دیگری از سپاهیان وی برای تصرف همدان ، از طریق پاطاق و بیستون روانه شدند (ج 1، ص 27ـ289، نیز رجوع کنید به نقشة مسیر لشکرکشی اسکندر، نقشة ضمیمه ).

در عصر ساسانیان ، ارتباط میان تیسفون با شهرهای مرکزی ایران از همین راه بود (کریستن سن ، ص 189؛ سامی ، ج 1، ص 200). مسلمین پس از فتح حلوان در سال نوزدهم ، به دامنة کوههای پاطاق رسیدند، اما با نحوة گذر از کوهستانها و فنون رزم در نواحی کوهستانی آشنا نبودند و ازینرو با احتیاط به نواحی کوهستانی زاگرس نزدیک شدند (اشپولر، ج 1، ص 14). نیروهای ایرانی در پس کوههای زاگرس در حال سازماندهی مجدد و آماده ساختن قوای خود برای فرود از گردنة پاطاق و نبرد با آنان بودند و خبر این را نیز به خلیفه عمر داده بودند ( رجوع کنید به طبری ، سلسلة اول ، اخبار جنگ نهاوند، ص 2596 به بعد). قوای عرب در سال 21 وارد عقبة حلوان شدند و پیشروی در تنگ پاطاق را آغاز کردند. جنگ خونینی درگرفت و مقاومت نیروهای ایرانی درهم شکست و عربها از گردنة پاطاق گذشتند و کلید فتح ولایت ماد و شهرهای قرمسین (کرمانشاه )، دینور، نهاوند و همدان را به دست آوردند (بلعمی ، ج 1، ص 507؛ قوزانلو، ج 1، ص 316ـ322).

در عصر اسلامی که بغداد به مرکز سیاست عالم اسلام و به یکی از کانونهای فعال اقتصادی تبدیل گردید، همان راه دوباره فعال شد (لسترنج ، ص 10، 206). آنچه در آثار جغرافی نویسان و تاریخنگاران اسلامی به نام «عقبة حلوان » (مقدسی ، ص 134، 337؛ یاقوت حموی ، ج 2، ص 319)، «گریوة طاق گرا» (حمداللّه مستوفی ، ص 165) و «گردنة طاق گرا» در آثار جدیدتر، از آن یاد شده است ، به منطقة پاطاق و راه مهمی که از آن می گذرد اشاره دارد.

در عصر صفویه ، در دست داشتن پاطاق از هدفهای مهم نظامی ایران و عثمانی بود (مقتدر، ص 1ـ2). در جنگهای هر دو کشور در عصر افشاریه ، اهمیت سوق الجیشی پاطاق همچنان باقی بود. در نبرد 1145، نیروهای عثمانی پاطاق را خط مقدّم دفاعی خود قرار داده و راه نفوذ به بین النهرین را بسته بودند. نادرقلی افشار (بعدها نادرشاه ، حک : 1148ـ1160) در این نبرد، با نقشه ای جنگی گردنة پاطاق را دور زد، از پشت به قشون عثمانی حمله برد و گردنه را در 22 جمادی الا´خره آزاد ساخت (قوزانلو، ج 2، ص 502؛ سردادور، ص 360ـ361). در لشکرکشی محمد علی میرزا دولتشاه (1203ـ1237) در عصر حکومت فتحعلی شاه قاجار (1212ـ1250) پاطاق اهمیت نظامی حساستری داشته و طاق گرا ظاهراً قرارگاه فرماندهی قشون ایران بوده است (قوزانلو، ج 2، ص 830). در «فقرة » (مادّة ) دوم عهدنامة اول و دوم ارزنة الروم (منعقد در پنجم و شانزدهم جمادی الا´خره 1262)، «جمیع اراضی جبالیه » و «کل کوهستانات » (ارتفاعات پاطاق ، از شروع ارتفاعات تا کرند و بعد آن ) متعلق به دولت ایران شناخته شده است (برای آگاهی از متن هر دو عهدنامه رجوع کنید به ارزنة الروم * ، عهدنامه ).

در عصر قاجاریه سیاحان غربی که از پاطاق گذشته اند، در آثار خود به ویژگیهای طبیعی و جغرافیایی این ناحیه ، بویژه به زیباییها و هیبت چشمگیر آن ، مکرّر اشاره کرده اند ( رجوع کنید به سفرنامه ها در منابع مقاله ). ناصرالدین شاه قاجار (حک : 1264ـ 1313) در سفرنامة عتبات عالیات در چند موضع (ص 71ـ 72، 80، 93، 182ـ183) به پاطاق اشاره کرده و محمدحسن خان اعتمادالسلطنه نیز در شرح این سفر در چند موضع (ج 3، ص 1622، 1634، 1927) ضمن مشاهدات خود از سفر ناصرالدین شاه ، از پاطاق یاد کرده است . مورگان که بیش از صد سال پیش در رأس هیئتی علمی برای مطالعات جغرافیایی به ایران آمده بود، گفته است که بر سنگهای جادة قدیمی پاطاق آثار تیشه دیده می شود و مهندسان ایرانی برای تسهیل سفر ناصرالدین شاه ، در پاطاق جاده ای تازه کشیده اند (ج 2، ص 107ـ 108).

در جنگ جهانی اول (1914ـ 1918)، اهمیت نظامی پاطاق و راه آن برای طرفین جنگ به حدّی بوده که آن را «کلید فتح بین النهرین » می نامیده اند (بلوشر، ص 74، 325). در این جنگ ، روسها قصد داشتند خط دفاعی قوای عثمانی را در جبهة پاطاق ، که به فرماندهی افسران آلمانی تشکیل شده بود، بشکنند و به نیروهای انگلیسی مستقر در بین النهرین بپیوندند (گرکه ، کتاب اول ، ص 333ـ 336). منطقة پاطاق در این جنگ آسیبهای جدّی دید. قوای عثمانی بنا به مقاصد نظامی خود، روستاهای بسیاری را در منطقة پاطاق غارت کردند و محصولات آنها را به آتش کشیدند و از سکنه بکلی خالی کردند ( ایران و جنگ جهانی اول ، ص 80، به نقل از گزارش احتشام الملک کرندی ). در بهار 1296 ش / 1917 که قوای روسیه پیشروی به سوی بین النهرین را آغاز کردند، نیروهای متحد عثمانی ، که جمعاً دوازده هزار تن و مجهز به توپ بودند، در پاطاق آرایش نظامی گرفتند. بخشی از قوای مسلّح ایران نیز بر ضد روسها با آنها همکاری می کردند. قوای ایرانی در جبهة پاطاق در برابر روسها سخت مقاومت کردند و روسها گذرگاهی را که در دست ایرانیها بود با توپ هدف قرار دادند. در ضمن ، ایرانیها توانسته بودند از راهی ناشناخته ، پشت سر قوای روس در گردنة پاطاق سر درآورند. در نهایت روسها جبهة دفاع پاطاق را درهم شکستند و از گردنة پاطاق به سمت بین النهرین سرازیر شدند و راهی را که بخشی از محور نظامی بغداد به کابل و بغداد به خلیج فارس و دریای عمان بود، برای تقویت قوای انگلستان و تعیین نهایی سرنوشت جنگ جهانی اول گشودند (گرکه ، کتاب اول ، ص 450؛ مابرلی ، نقشة ش 5؛ قائم مقامی ، ص 247، 260ـ267؛ کسری ، ص 38ـ40). در وصفی از صحنة جنگ نیروهای ایرانی و عثمانی با قوای روس در جنگ جهانی اول به دهستان پاطاق و قصبة پرجمعیت پاطاق و محصول فراوان برنج آن اشاره شده است (قائم مقامی ، ص 245).

در جنگ جهانی دوم (1318ـ1324 ش / 1939ـ1945) که خاک ایران یکی از مهمترین راههای عبور تدارکات نظامی بود، حساسیت سوق الجیشی پاطاق کمتر از جنگ جهانی اول نبود. اما این بار حمله به پاطاق از جانب غربی صورت گرفت که از لحاظ نظامی بسیار دشوارتر است . فیلد مارشال ویلیام اسلیم در 3 شهریور 1320/ 25 اوت 1941 با قوای تحت امرش وارد خاک ایران و تنگ پاطاق شد، اما در نقطة حساسی از آن با مقاومت ارتش ایران رو به رو شد و از پیشروی باز ماند (اسلیم ، ص 182 به بعد). پاطاق تا پایان جنگ جهانی دوم در اشغال نظامی متفقین بود (استوارت ، ص 249؛ ایران در اشغال متفقین ، ص 177).

در جنگ عراق با ایران (1359ـ1367 ش ) پاطاق منطقة سرنوشت ساز جبهة میانین ، از مهران تا قصرشیرین بود ( روزشمار جنگ ایران و عراق ، ج 4، ص 33). عراق در آغاز جنگ با پنج لشکر کاملاً مجهز در جبهة میانین وارد عمل شد و یکی از اصلیترین هدفهایش تصرف تنگ و گردنة پاطاق بود (همانجا). همزمان ، عواملی وابسته از عشایر محلی در حوالی گردنة پاطاق به پاسگاههای ژاندارمری حمله بردند. عراق در نظر داشت که از دو سو پاطاق را تهدید و آنجا را تصرف کند (جوادی پور و دیگران ، ج 5، ص 80 به بعد). مقاومت شدید در جبهة پاطاق ، سرانجام عراق را از تصرف این منطقه منصرف کرد. ارتش عراق از فشار خود بر جبهة میانین کاست و بر فشار در جبهة جنوبی افزود. اگرچه پاطاق به تصرف ارتش مهاجم درنیامد، در خلال جنگ از بمبارانها و حمله های توپخانة آن آسیب فراوان دید (همان ، ج 5، ص 85 به بعد).

طاقِ گَرا . در گردنة پاطاق در نقطه ای با چشم اندازی ممتاز، طاقی سنگی برجاست که نظر متخصصان دربارة تاریخ بنا و کاربرد آن متفاوت است . نام این طاق (شمارة ثبت تاریخی 33؛ مشکوتی ، ص 167) ــ که در منابع به صورتِ طاق کَرا/ گَرّا (در لغت به معنای سرتراش ، حجّام و دلاّ ک رجوع کنید به دهخدا، ذیل «کرا» و «گرا»؛ معین ، ذیل «گرا») و کرا، کَرّا، گَره ، گیرا، گیره ( رجوع کنید به گیرشمن ؛ بِرگ ؛ پوپ ؛ و عده ای دیگر، جاهای متعدد) نیز آمده است ــ احتمالاً از «گریوه » در اوستایی و «گریوگ » در فارسی میانه (مکنزی ، ص 80؛ بارتولومه ، ستون 530) به «گریوه » به معنای «گردنه » تبدیل شده است (معین ، ذیل «گریوه »). ارتفاع آن از سطح زمین تا بالاترین نقطة مجموعه 7ر11 متر، از کف تا زیر هلال سقف 29ر5 متر، ارتفاع مدخل طاق از سطح زمین 20ر1 متر، عمق 10ر3 متر، و جرزهای طرفین هر کدام 80 ر1 متر است (کامبخش فرد، ص 21؛ ارقام در منابع مختلف با اندکی تفاوت ذکر شده است ). در طاق از دورة اشکانیان و ساسانیان آثار حجّاری ظریفی باقی مانده است (مشکوتی ، همانجا). در انتهای طاق ، تخته سنگ مستطیل شکلی است که گویا آن را برای نقر کردن کتیبه یا نقشی آماده کرده بوده اند ( کرمانشاهان باستان ، ص 94ـ95). در 25 متری مشرق طاق ، قسمتی را در وسط تخته سنگی به ابعاد 56ر1*72ر1 تراشیده اند که علت آن مجهول است (همانجا). در سالهای 1354ـ1355 ش در جلوِ طاق به منظور یافتن قطعه های گمشدة بنای طاق کاوشهای باستان شناسی انجام گرفت که گذشته از یافتن این قطعه ها، بخشی از جادة قدیمی کاروانرو نیز از زیر خاک بیرون آمد (کامبخش فرد، ص 4). به طور کلی این طاق بر اثر استفاده های نادرستی که طی قرون از آن کرده اند آسیبهای جدّی دیده است . فلاندن ، جهانگرد فرانسوی ، که در 1256ـ1257/ 1840ـ1841،در دورة محمدشاه قاجار (1250ـ1264)، منطقة پاطاق را دیده ، به بخشی از ویرانی بالای طاق اشاره کرده و اسلوب معماری طاق را از اسلوب بناهای عصر ساسانی دور ندانسته است (ص 214). بارتولد نظر هرتسفلد را نقل کرده است که تاریخ بنای طاق باید سیصد سال قدیمیتر از پایکولی * ، و کار معماری از شمال بین النهرین باشد (ص 199، پانویس 21). گیرشمن این طاق را شبیه به معبد بیشاپور * و اسلوب معماری ساسانی آن را در ادامة معماری پارتی می داند (ص 386ـ387). به عقیدة مورگان (ج 2، ص 107)، این بنا از روی نقشة طاق بُستان * ساخته شده است ، اما به جای آنکه طاق را مانند طاق بستان در صخره بتراشند، از سنگهای تراشیده ساخته اند. به گمان پوپ (ج 2، ص 509ـ510)، این طاق در اواخر عصر ساسانی ساخته شده است . کامبخش فرد، باستان شناس ایرانی ، نیز با بررسی دقیق طاق نتیجه گرفته است که این طاق با بنای آناهیتا در کنگاوَر همزمان ساخته شده است و قدمت آن باید بین

سدة سوم تا حدود سدة هفتم میلادی (اواخر عصر ساسانی ) باشد (ص 7).

دربارة علت بنای طاق در این محل و کاربرد آن نیز اختلاف نظر هست : به گمان فلاندن (همانجا) این طاق توقفگاه موکب شاهی بوده است . راولینسون آن را باجگاهی برای دریافت عوارض گمرکی از کالاهای بازرگانی در مرز پادشاهی ماد فرض کرده است (ص 20). پوپ برای بنایی که در گذرگاهی سخت و نقطه ای دورافتاده ساخته شده ، مقصودی عملی نیافته و احتمال داده است که بنای یادبود باشد (ج 2، ص 570). واندن برگ چند احتمال را ذکر کرده است ، از جمله استراحتگاهی برای روزهای شکار شاهان ، استراحتگاهی در میانة راه برای آنان ، بنای یادبود یا یادگار و مهراب (ص 102). بهمن کریمی از قول کلمان هوار آورده است که این طاق باید به یادگار انجام یافتن راه ساخته شده باشد (ص 272)، اما نظر دیگری را نیز مرجَّح شمرده ، و آن اینکه نشانة سرحدّ میان ایالت ماد و ایالتهای اشکانیان بوده که در این نقطه به راه بزرگ منتهی می شده است (همانجا). در دیگر منابع جغرافیای تاریخی نیز عموماً همین مفروضات مطرح شده است . کامبخش فرد با توجه به موقعیت مکانی طاق و تسلط آن بر راه و قرار گرفتن آن در کنار جاده ، این احتمال را که پاسگاه ، استراحتگاه یا یادگار احداث شدن و انجام یافتن ساختمان راه باشد، منتفی ندانسته (ص 4)، اما به لحاظ ویژگیهای معماری گفته است که شکل اجزای بنا بیشتر حالت بنای یادبود را القا می کند (همانجا). پوپ این بنا را از جهت کاربرد طاقِ نعلی شکل در آن ، از حیث تاریخی با اهمیت می شمارد (ج 2، ص 493). کامبخش فرد نیز تجمع شیوة معماری مادی ، پارتی و رومی را در شکل اصلی این طاق ، بااهمیت می داند (ص 21).

طاق گرا در باورهای مذهبیِ گروهی از کردان محلی ، گرامی و مقدّس است ؛ در آنجا شمع روشن می کنند و شماری از گذرندگان و کوچروان بدنه های سنگی طاق را می بوسند و شماری از کردان اهل حق این محل را زیارت می کنند و در گذشته ، به درختی که بر فراز طاق روییده بوده است ، دخیل می بسته اند (کامبخش فرد، ص 5).
!! نوشته شده توسط رضا حاتمی | 20:11 | پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388 •